كتاب ديوان ملاى رومى ترتيب داد كه هركس شعرى بخواهد بهزودى در ديوانش پيدا كند . اگرچه ايجاد اين كار از مرحوم والدم ميرزا هدايت الله لسان الملك ملك المورخين شد كه به ميل مرحوم محمد رحيم خان علاء الدوله امير نظام قاجار ترتيب داد . در هر صورت بصير الملك در اين كار زحمتها كشيد و پس از آن شرح حال ملاى رومى را جمع كرده ملحق به آن كرد و در ماه جمادى الأخرى هزار و سيصد و پانزده به طبع رسانيد .
حوادث طهران
در ماه جمادى الاخرى و رجب المرجب هزار و سيصد و پانزده ، علماى طهران برضد جناب وزير اعظم مشغول سعايت مىباشند و جماعتى از نوكر باب هم با آنها همدست مىباشند و مىگويند جناب امين السلطان صدراعظم سابق از قم براى آنها پول مىفرستد و ايشان را تحريك مىكند . به علاوه امين الدوله وزير اعظم گوش به خواهشهاى ايشان نمىدهد و قدرت آنها را در امورات دولتى كوتاه كرده ، از اين جهت هر روزه علما مجلس بر ضد امين الدوله مىنمايند و شهر را مىخواهند بر او بشورانند كه امين الدوله خيال دارد قوانين جديده در ايران داير كند و سبك فرنگىها را در اينجا رواج بدهد و به زندقه و كفرش نسبت دادند و مىگفتند وى مردى طبيعى مذهب است ، زيرا كه سخن از هرچه به ميان آيد امين الدوله مىگويد بالطبيعه خوب خواهد شد ! روز معينى خواستند مردم بلوا نمايند ، وزير اعظم فراش فرستاد و از تمام كسبه التزام گرفت كه اگر دكان خود را بستيد مقصر دولت خواهيد شد . علما تيرشان به سنگ خورد ، به علاوه اعلىحضرت همايونى هر روزه پيغامهاى سخت به علما و مجتهدين طهران مىداد كه دست از اين حركات برداريد . چون كار را سخت ديدند و دانستند كه كارى از پيش آنها نمىرود ، به شاه عريضه نوشتند كه ما را اجازه بده كه به عتبات عاليات برويم ، باشد كه از اين راه امر خود را مجرى دارند . بهعلاوه در روز خروج از طهران هم شايد مردم به هيجان آمده فسادى برپا نمايند .