دربان عرض خود را مىنمودند و عرايض را هم از سر تا بهپا مىخواندند و از منزل خود كه به درب خانه مىرفتند اغلب پياده بودند يا سواره خيلى آرام ، محض اينكه اگر كسى از فقرا و ضعفا عرضى دارد در بين راه عرض خود را بنمايد . اين بود كه امور مملكت قوامى داشت . امين الدوله وزير اعظم نيز اين روش را به خاطر داشت و اغلب پياده از خانه خود به درب خانه مىآمد و اگر هم به كالسكه مىنشست خيلى آرام حركت مىكرد . حضرت عين الدوله امير اتابيك صدراعظم حاليه كه در تجربه و دورانديشى برتر از آنها است ، البته اين قوانين را هرگز از دست نخواهد داد .
بر همهكس معلوم است پس از آنكه شاه هركس را به مقام صدارت كه بزرگترين مناصب مملكت است نائل ساخت ، مثل اين است كه قدرت خود را به او داده و ديگر پادشاه از هيچ بابت مسئول نخواهد بود . در اينوقت صدراعظم مسئول خداى تعالى مىباشد . اگر كسى در اقصاى مملكت ايران ظلم كند وبالش به گردن صدراعظم وقت است . پس از آنكه از مظلوميت او آگاه شد ، حتى القوه بايد چارهء ظلم را بنمايد بلكه احدى را بدون اختيار از افعال او نبايد به حكومت بفرستد و جان و مال و ناموس يك مملكت را به دست حاكم ظالم خداناشناسى بدهد كه به هواى نفس مالها به يغما برد و ناموس بيچارگان را به باد دهد . اين است كه اغلبى از مردم ولايات ايران از ظلم حكام تهىدست و پريشان شدهاند و دخترها و پسرهاى خود را در عوض ماليات مىدهند و هزاران از مردم به واسطهء تعدى به ممالك خارجه مىروند . اين نوع تعديات را ساير حكام از غلامرضا خان آصف الدوله شاهسون فرا گرفتند كه خود و كسانش در مدت سى سال در اغلبى از بلاد ايران ذرهاى از ظلم و تعدى را فروگذار نكردند كه نام ابن زياد و حجّاج را از ميان بردند و هر فرمان كه از دولت به صحهء مباركهء شاه مىرسد بايد اول به مهر صدراعظم برسد . اعلىحضرت همايونى به صدراعظمهاى خود « جناب صدراعظم » مىنوشت . فقط به امين السلطان در صدارتش « اشرف » اضافه كرد . به امين الدوله « جناب اشرف اكرم » مىنوشت ، ليكن به خط خود اعلىحضرت همايونى نبود .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص١٣٠