تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

آداب صدراعظم نوعى در ايران

صدراعظم در ايران ، همان وزير داخله و رئيس الوزرا و وزير اعظم مستقل است ، منتها اين است كه چون لفظ صدراعظم به شخصى داده شد ، احترامات ظاهريش زياد مىشود و عناوين بزرگ به او نوشته مىشود . صدراعظم در مملكت ايران بعد از شخص پادشاه و پسرها و برادرهايش بر تمام مردم مقدم است و تمام طبقات نوكر بايد به او كرنش نمايند و بىاذن در حضورش ننشينند « 1 » و عناوين درجهء دوم به او نوشته مىشود مثل « تصدقت شوم » و « قربان حضور مباركت شوم » . اين اوقات عنوان كاغذ « تصدق آستان مباركت شوم » مىنويسند و در سر پاكت « در حضرت فلك رفعت » يا « حضور مبارك » مىنويسند و در آخر هم « روحى فداه » كه مخصوص شاه بود اضافه نموده‌اند . در حقيقت روحى فداه از عهد صدارت امين السلطان به بعد در ايران دأب شد كه به صدور بنويسند و عريضهء بلند هم روى پاكت صدراعظم مىنويسند . لكن صدراعظم به مناسبت درجات به مردم عنوان مىنويسد . حكم صدراعظم در تمام ايران مثل حكم پادشاه جارى و سارى است ، بلكه بعضى اوقات ، صدراعظم احكام پادشاه را كه صلاح نداند مجرى ندارد ، اما پادشاه ناچار حكم او را جارى مىسازد . صدراعظم در حقيقت قدرت پادشاه است و پادشاه روح صدراعظم است . هيچ كارى در مملكت بىامضاى صدراعظم مجرى نمىشود و هرگاه شغلى يا درجه يا مواجبى به كسى داده شود بايد به تصويب و امضاى صدراعظم وقت باشد . هر حاكمى كه به ولايتى نصب مىشود ، بايد مبالغى تقديمى به پادشاه بدهد و پنج يك يا ده يك آن مبلغ هم به صدراعظم بايد بدهد تا كارش قوام گيرد . صدراعظم از قديم الأيام در ايران معمول بود ، در اطاقى كه براى عرايض مىنشست ، حاجب و دربان نداشت و هركس [ مىتوانست ] عرض خود را بدون ترس و منع معروض دارد . مخصوصا اين روش را مرحوم ميرزا تقى خان اميركبير اتابيك اعظم صدراعظم فراهانى و ميرزا آقا خان صدراعظم نورى محكم داشتند و متظلمين بىمنع حاجب و
هامش
( 1 ) . متن : ننشيندند .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 129 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى