جنگ و نزاعى نداريم و آنها برادران ما هستند و اسمى كه بر ما گذاشتهاند كه بابى و طبيعى هستيم ، خدا لعنت كند كسى را كه جز مذهب اثنى عشرى مذهبى داشته باشد ، حرف مفسدين را كه ميخواهند ميانه ما ضديت بيندازند ابدا قبول نكنيد .
سيدى هم سرپا ايستاده مىگويد به آقا مير هاشم بگوئيد كه شما پيش افتاديد و مشروطه گرفتيد حالا سزاوار نيست كه شما پيش افتيد و مشروطه را خراب كنيد ، بعد دامن خود را باز كرده و نانى را ارائه نموده كه من اين نان را از ارامنه گرفتهام كه قوت اهل و عيال خود نمايم و اين حرف من از بابت اين نيست كه از شما توقعى دارم بلكه محض غيرت ميگويم .
آقا مير هاشم نيز در انجمن اسلاميه گفته است كه انجمنهاى خرد كه موقوف شد انجمن ايالتى بايد مرتب شده موافق قانون رفتار نمايند تا حاكم برسد . جناب مجتهد فرموده باز حرف قانون ميزنيد ؟ آقا مير هاشم مىگويد مشروطه را من گرفتهام و تا آخرين قطره خون ايستادگى دارم و مجلس خنك « * » گذشته
برگشتن سياست
نهم ماه ( جمادى الآخر 1326 ) برگشتن پولتيك بر همه معلوم شد باز در مسجد بيگلربكى واقعه در ارمنستان اجتماع شد و مجاهدين شتربان كاغذ نوشتند كه ما تصور مىكرديم كه غرض دفع بعضى لامذهب و دعواى دين است ، درثانى معلوم كرديم كه غرض پرچيدن مشروطه است ، و ما با جان و مال حاضريم [ گويا در راه مشروطه ] و گفتند قرار است آقا مير هاشم نيز وقت عصر به همان مسجد و به آن مجمع حاضر شود .
از روزيكه قونسول روس با باقر خان و ستار خان ملاقات كرد معلوم بود كه پولتيك برگشته و تا آنروز در طرف دولت و مقوى انجمن اسلاميه بود . بعد از نهم ماه واقعه فوق العاده نيفتاد ، مگر اينكه مشروطهطلبان همه ، هرروز در مسجد ارمنستان جمع
هامش
( * ) يعنى سرد و نامطلوب