بريتانيا و روسيه باشد ، آيا اجازه دارم اين موضوع را به سر گنسول روس كه روابطى بسيار نيكو با وى دارم بگويم ؟ . . » .
( 205 ) تراى ، همان ترات نماينده سياسى انگليس است كه در موقع ورود قشون مليون بتهران با سران سپاه فاتح تهران در تماس دائم بوده است .
( 206 ) منظور مخبر السلطنه است يا فرمانفرما كه انجمن و انقلابيون موافق آمدن او براى بار دوم به تبريز نبودند .
( 207 ) در اينجا « مهمان » را كه واژه فارسى است بجاى « ضيف » به كار گرفته و با عربى مخلوط كرده است : مهمان در جاى خود ثابت است و زايلشدنى نيست .
( 208 ) با كمال تأسف آرزو مىكند ، كاش ايران نيز سرگردگانى چون انور بيك - زيابيك - محمود شوكت پاشا ميداشت و اردوئى چون اردوى « سلاميك » تركها . . ،
( 209 ) از بلوكات نزديك تبريز است
( 210 ) اين چهار نفر از رجال تبريز بودهاند كه هر چهار در انقلابات مشروطه ، بطور محرمانه به آزادى خدمت مىكردهاند . .
( 211 ) تا اواخر مشروطه آذربايجان و ساير استانهاى بزرگ را « مملكت » مينوشتند و ايران را « ممالك محروسه » مىگفتند .
( 212 ) سردار اسعد بختيارى جزو فاتحين تهران بوده است مثل سپهدار تنكابنى يپرم خان ارمنى و سردار محيى رشتى .
( 213 ) منظور پدر سردار ماكوئى است كه او هم « اقبال السلطنه » لقب داشته ميخواهد
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٥٠٥