و نمىتوانم و شايد ديگران نيز نتوانند ، تجسم عظمت استقامت فوق قهرمانى حضرت آقا [ ثقة الاسلام . م ] در مقابل ميللر قونسول روس بود كه براى بيان كموكيف آن لغات ، و عباراتى در فرهنگ موجود نيست مگر آنكه ملائك آسمان كه شاهد عادل بودند بتوانند بيان كنند ، كاش ميديديد كه آقا چه بزرگى و پهلوانى از خود نشان داد . . » شايد نظير اين اسناد در جاهاى ديگر هم باشد كه بىفكرى دارندگانشان مانع از ارائه آنها است .
* * * پايان تعليقات و توضيح دربارهء آن : تعليقات را براى آن افزوديم كه بتوانيم براى برخى از مطالب كتاب توضيحات بيشترى بدهيم و نياز به توضيحات زيرصفحهاى نداشته باشيم .
و در بعضى كتب اين عمل انجام شده و اختصاص به اين كتاب ندارد ؛ زيرا تعليق در لغت بمعنى آويختن چيزى بر چيز ديگر است ، شهريار مىگويد
« خيال رفتگان شب تا سحر در جانم آويزد * خدايا اين شب آويزان چه ميخواهند از جانم »
و جمع تعليق را تعليقات گفتهاند و از روى قاعدهء قياسى بجاى آن « آويزاك » را ميتوان به كار برد ، چونانكه « آموزاك » به كار رفته است .
چون يكى از قدما در حاشيهء كتابى نوشته است كه : مرحوم معتمد الدولهء فرهاد ميرزا براى پارهء از نامههاى مغلق خود آويزه مىبست ، همچون آن نامهء پرمايهاى كه در خصوص عروسى نصرت الدوله فيروز ميرزا