( 192 ) و كلمه اول « آتش » بمعنى آتش نيست بلكه ( آتشماق ) تيراندازى كردن است اولى تركى است دوم فارسى ( با همديگر تيراندازى بازى كردند ) .
( 193 ) تركى است ( ديك را بازوى لوطيان يا دست لوطيان زيرورو كرد )
( 194 ) فارسى و عربى را مخلوط كرده ، تفننا گفته است « اصلاح شد و غيرممكن بود كه بشود بخاطر تناقضى كه در مسلكشان بوده است » .
( 195 ) همان مسجد كبود فعلى است كه در تبريز « گوى مسجد » معروف است و اين غير از مسجد عليشاه است كه معروف به « ارگ » مىباشد .
( 196 ) باقر خان را تاجرباشى روس و ديگران مجبور به اين كار كرده بودند ، فرداى آنروز ستار خان نامهاى گلهآميز بوى مينويسد ، او را دوباره به ادامه مبارزه تشويق مىكند « كتاب همرزم ستار خان » ديده شود .
( 197 ) اينجا غرض از ( يابو » هم بمعنى اسب است و هم بمعنى شاهسون ، زيرا واژه « يابو » در كتابچه رمز بين مشروطهخواهان و نمايندگان مجلس به « شاهسون » گفته مىشده است .
( 198 ) منظور از « حضرات » انقلابيون تبريز است .
( 199 ) فرلداق در تبريز به حقهبازى گفته مىشود .
( 200 ) از اينجا معلوم است كه آمدن قشون روس به آذربايجان بنابه دعوت محمد على ميرزا بوده است كه مىگويد ملت آذربايجان از اين شايعات هم بر خود نمىلرزد
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 502
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٥٠٢