تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
( 192 ) و كلمه اول « آتش » بمعنى آتش نيست بلكه ( آتشماق ) تيراندازى كردن است اولى تركى است دوم فارسى ( با همديگر تيراندازى بازى كردند ) . ( 193 ) تركى است ( ديك را بازوى لوطيان يا دست لوطيان زيرورو كرد ) ( 194 ) فارسى و عربى را مخلوط كرده ، تفننا گفته است « اصلاح شد و غيرممكن بود كه بشود بخاطر تناقضى كه در مسلك‌شان بوده است » . ( 195 ) همان مسجد كبود فعلى است كه در تبريز « گوى مسجد » معروف است و اين غير از مسجد عليشاه است كه معروف به « ارگ » مىباشد . ( 196 ) باقر خان را تاجرباشى روس و ديگران مجبور به اين كار كرده بودند ، فرداى آن‌روز ستار خان نامه‌اى گله‌آميز بوى مينويسد ، او را دوباره به ادامه مبارزه تشويق مىكند « كتاب همرزم ستار خان » ديده شود . ( 197 ) اين‌جا غرض از ( يابو » هم بمعنى اسب است و هم بمعنى شاهسون ، زيرا واژه « يابو » در كتابچه رمز بين مشروطه‌خواهان و نمايندگان مجلس به « شاهسون » گفته مىشده است . ( 198 ) منظور از « حضرات » انقلابيون تبريز است . ( 199 ) فرلداق در تبريز به حقه‌بازى گفته مىشود . ( 200 ) از اينجا معلوم است كه آمدن قشون روس به آذربايجان بنابه دعوت محمد على ميرزا بوده است كه مىگويد ملت آذربايجان از اين شايعات هم بر خود نمىلرزد