تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
( 59 ) بيوكخان پسر رحيمخان چلبيانلو بود ، همانست كه مأمور تصرف تبريز و از بين بردن مشروطه شده بود ولى نتوانست ، مفتضحانه عقب نشست . ( 60 ) مجد السلطنه از رجال آذربايجان بود ، در ارومى حكومت مىكرد و بعد از درآمدن قشون عثمانى به تبريز ، عثمانيها او را بجاى محتشم السلطنه اسفنديارى والى آذربايجانش كردند . ( 61 ) رشيد الملك ( نقى خان ) بعدا سردار رشيد لقب گرفت ، درآوردن محمد حسن ميرزا به تبريز كوششى بسيار كرد . بعد از صمد خان شجاع الدوله ، او حاكم تبريز شد ولى چون دست‌نشانده روسهاى تزارى شناخته شده بود ، آزاديخواهان او را در زنجان موقع رفتن به تهران ترور كردند . پسرش مرحوم تقى خان رشيد الملك كه از بازنشستگان وزارت راه بود به من گفت : بدستور محمد حسن ميرزا وليعهد او را ترور كردند ، ولى مدير الدوله اصانلو ميگفت : اشتباها بعوض يكى از خوانين ذو الفقاريها كشته شد كه شباهت نزديك داشته است . پسرش ميگفت : وقتى مخبر السلطنه مرا بحضور برد و معرفى كرد . فرمودند پدرش را مىشناختم ، سال اردوكشى يپرم و سردار بهادر عليه شاهسونها او حاكم اردبيل بود و چون من بموقع رسيده و شاهسونها را به شصت بسته يپرم را از مرگ و محاصره نجات داده بودم مهربانى زيادى به من كرد و و تقدير كافى نمود : زيرا يپرم در درهء محصور شده ، فشنگش پايان يافته بود و ده تير خالى را در هوا تكان ميداد . ( 62 ) همانست كه مأمور ترور ناطقين برجسته مشروطه شد و از نوكران مورد اعتماد محمد على شاه بوده است . ( 63 ) مقتدر الدوله شاهزاده بود كه قبل از ورود فرمانفرما به نايب الاياله‌گى -