در تشكيل مركز غيبى و حسن استفاده از آن مشهور است ، او را جلد دوم حيدر عمو اوغلى ميتوان دانست . او چهار پسر داشت كه سهتاى آنها شهيد شدند . دوتا روز عاشورا به دار كشيده شدند و يكى همراه باقر خان در كرمانشاه كشته شد . خانهاش را هم ويران ساختند .
( 52 ) صمد خياط از انقلابيون بىپروا بود ، مسبب قتل حاج قاسم اردبيلى شمرده شد . بعد بدست شجاع الدوله معدوم گرديد .
( 53 ) قلعه وانباشى - مأمور تاسيس انجمن در مراغه و پيشرفت مشروطه در آنجا شد ولى از بىتجربگى و هوسناكى افتضاحى بارآورد كه مايه سرافكندگى گرديد ، ستار خان خواست او را بدست خود بكشد تا تنبيه شود ، نگذاردند .
( 54 ) هرسه از تندروان مجاهدان بودند كه كارهاى حاد مىكردند . احمد نقاش
( 55 ) همان است كه طرح تصفيه صدنفرى از امهات مستبدين را به كميته انقلاب پيشنهاد كرد تا ريشه را بسوزاند ولى رد شد ، بعد از آمدن شجاع الدولهء بتبريز و تسلط او بر آزاديخواهان ، گرفتار گرديد ، دستوبالش را بستند و بجلوى سگ معروف و موسوم به « آلاباش » انداختند كه تكه و پارهاش كرد .
( 57 ) بعد از انتشار كتاب « زندگىنامه شهيد » بهشتى نامى نوشت : غيرممكن است ثقة الاسلام با يك كلمه اولماز تسليم شود او نفهميده بود كه ثقة الاسلام « قلنج آقا » نبوده است كه شمشير بكشد و در كوچهها شاخسينى بگويد .
( 58 ) مير يعقوب از مجاهدين جدى و جنگى بود ، مأموريت تصفيه برخى از مخالفين سرسخت به او واگذار ميشد ، همانست كه در اجراى مأموريتى در قريه تلخاب ، محمد كريم خان حاكم هشترود را كه مستبد سختگوشى بوده و مانع از حمل غله به تبريز شده بود ، با گلوله از دهانش زد و با همراهان خود گريخت .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٨٠