سواد تلگراف 25 ربيع الاول 1327 محمد عليشاه به عين الدوله
شاهزاده عين الدوله ، حالا كه سه ساعت از شب مىگذرد اين دستخط را بشما مينويسم ، مخابرات امروز هم كه بىنتيجه و همان حرفهاى اول زده مىشود ، تعجب دارم شما از آنطرف در تمام مخابرات خود عرض مىكنيد : مأيوس نكنيد ، مرحمت كنيد و آنها از آنطرف با آن عبارات در سر يكپا ايستاده و وجها من الوجوه تغيير عادت نميدهند و ابدا داخل در يك مطلبى كه براى دولت و ملت بعد از اينهمه خسارت فايده داشته باشد نمىشوند جناب ثقة الاسلام تلگرافى كه از شهر كردند حاضر است رجوع كن و جوابى كه ما داديم با نهايت مرحمت و مساعدت بود و قطع داشتيم كه براى آسايش خاطر ما و آسودگى بندگان خدا ايشان و سايرين حاضر به اصلاح و ديگران از كرده پشيمان خواهند شد .
بعد از ورود بباسمنج و افتتاح سخن همان مطلب اولى است و ابدا تغييرى مرتب داده نشده و حالا از خود شما انصاف ميخواهم اين است وظيفه رعيتى اين است استدعاى مرحمت اين است مشغول دعاگوئى و دولتخواهى ، چون اطلاع شما لازم بود اينست مينويسم . يقين است از معضلات و اقدامات تراكمه و تسخير شدن شهر و سياست آن چند نفر قفقازى و گرفتارى شيخ باقر [ ؟ ] و شيخ حسين مفسد و تسليم شهر و مجازات رسيدن حاجى رحيمخان مفسد و اتباع او را سپهسالار اطلاع داده ، چيزى كه الان خبر رسيده است كه مينويسم در اسلامبول ده هزار عسگر و بيست هزار جمعيت اطراف پارلمان عثمانى را گرفته و توفيق پاشاى صدر اعظم و ادهم پاشاى وزير جنگ و ساير وزراء مشروطهطلب و روزنامهنويسها و بعضى از وكلاء كه تقريبا بيست نفر ميباشند مقتول كردند ، انجمنها را غارت نمودند و پارلمان بسته شد ، اين است نتيجه هرجومرج اينست نتيجه فرنگىمآبى در تمام شهر اسلامبول قرآن را در دست گرفته فرياد مىكشند اجراى قانون قرآن را ميخواهند ، افسوس كه ملت شيعهمذهب منكر قرآن شده و قانون كفر را مطالبه مىنمايند سبحان اللّه ! چقدر جاى تأسف است براى ما كه هرقدر ميخواهيم