جزو حضور از باسمنج به طهران
بعد از عرض سلام و اعتذار از تصديع عرض مىشود تلگراف محترم كه در جواب مطالب ديروزى مخابره فرموده بودند ملاحظه شد فرمودهاند جواب آن مطالب همان است كه در دستخط مطاع مبارك داده شده و اگر غير از آن مطالب بود البته آنوقت جواب داده ميشد بعد شروع فرمودند بذكر مطالبى كه مدتهاست گفته و شنيده شده ما دعاگويان را كلمه مباركه مساعدت مخصوصه كه در دستخط انور احضار بباسمنج درج بود اميدوارى تمام داد و از گوشهء انزوا درآورد مذاكرهء مليت و حرمت را حضرات حجج الاسلام عتبات عاليات فيصل دادهاند در آن باب مذاكرات كردن خروج از صدد است و صحت اساس منافى با فساد بعضى متصديان نيت و مثل آن مثل نماز بىوضو و اركان است بعقيدهء ما دعاگويان چارهء اصلاح تأسيس دار الشوراى ملى و حكم بر انتخاب از جميع ممالك است . ملت متنبه شده انشاء اللّه تمام مشكلات و هرجومرج و غيره بهمت رجال و عقلاء دولت و ملت مرتفع و تمام مفاسد را چاره مىشود ميفرمائيد ملت تسليم شود دولت مرحمت ميفرمايند ، عرض ميكنيم ملت متمرد نيست . تمكين نكند چه مىكند آيهء رحمت و پروانه مكرمت چيست مستدعيات ملت و عقيدهء دعاگويان همان است كه عرض شد حضرات عالى به حمد اللّه تمام رموز را ناگفته ميدانند و عشق را طى لسانى است كه صدساله سخن دوست با دوست بيكچشم زدن ميگويد ، دار الشوراى ملى را تأسيس فرمائيد و منتخبين ملت جمع شوند ميگويد :
سر تسليم نهادند به حكم و رأيش * تا چه انديشه كند راى جهانآرايش .
« على بن موسى ، عبد العلى الطباطبائى ، سيد حاجى آقا .