تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
برگشت بعد سالار را با آنچه ميخواست دادند روانه سراب كردند . . حالا انتظام مملكت لازم است و بعقيده من از جانب حضرات آيات الله اگر دستخطها به انجمن و سردار و سالار شرفصدور يابد خيلى لازم است به اين مضمون كه همت شما بود كه چنين‌وچنان شد حالا خانه از خودتان است مملكت را امنيت بدهيد تا بهانه مهمان قطع شود و بايد هركس به اندازه خود سعى در اصلاح و اسكات فتنه نمايد و ، و ، و ، آنچه مقتضى ميدانند . . . پاره حركات كه در سابق اتفاق افتاده و حالا نيز گاهى اتفاق مىافتد مىدانيد كه مرد عاقل متدين به آنها راى نميدهد و نمىپسندند و به اين ملاحظه بود كه جمعى خود را بكنار كشيدند ، اما از انصاف و حق نمىتوان گذشت كه از آنهمه پافشارىها و حفظ ناموسها و بذل جانها و حفظ مملكت نمىتوان اغماض كرد و نمىتوان هباء منثور كرد . اين است عقيده من و جمعى بر اين است كه بايد با حكمت عمليه و وعظ و نصيحت كار رجوع كردن و امثال آن بايد اين قسم اشخاص را اصلاح كرد و حتى به ايالت گفتم كه بايد مثل گربه كه ما تركها « پشيم « * » پشيم » مىگوئيم بايد استمالت كرد و و انصافا ايالت نيز به همين وتيره است . سردار را هم واداشته‌ام كه تمكين صرف باشد و اطاعت محضه نمايد تا خدا چه خواهد مجملا پاره دستخطهاى ملاطفت‌آميز مخصوصا بسردار و سالار خيلى لازم است ، اين مطلب را كرارا سر منبر گفته‌ام حالا هم مينويسم و مظنه نوشته‌ام كه بايد مهمانهاى قوىپنجه را كه زور و زر نداريم با قطع بهانه از خانه بيرون نمائيم و قطع بهانه نميشود مگر با امنيت مملكت ، آن هم نمىشود مگر با آسوده نشستن خودمان . كسانى كه مسئله مشروطه را القاء انگليس ميدانند بايد اين مطالب را هم بدانند كه روس در دست او آلتى بيش نيست و چون روس مقروض انگليس است و در تحت حيل و دسايس او مقهور ، مجبور است كه هرچه انگليس ميگويد بكند . اما در ضمن از اجراء خيالات خود نيز فارغ نيست ، مادام كه پولتيك انگليس برنگشته روس نمىتواند تمرد نمايد ، ابدا جاى وحشت از اين نيست كه شاه مخلوع مراجعت مىكند
هامش
( * ) گربه‌ام ، گربه‌ام