مذاكرات كليسا را كرارا بشما نوشتهام ، برادر جان براى من جز گفتن و نوشتن بهره ديگرى نيست « طالع ضعيف خصم قوى دوست دشمن است » ديروز به انجمن رفته پاره مذاكرات را كردم قرار شد امروز به ايالت بروم و پاره اقدامات بشود تا خدا چه خواهد . . كار وكلاى آذربايجان هم از قرارى كه مىشنوم زار است ، راستش را بشما بگويم : اشخاص كه انتخاب شدند اولا با چه دسيسه و تقلبات . ثانيا بچه بىلياقتى و بىكفايتى و بىعلمى تشريف دارند آن رفيق معهود صاحب ورقه ابدا حق عضويت انجمن را كه تحصيل كرده بود نداشت : زيرا كه داراى شرائط انتخاب نبود نه ملك داشت نه مالياتبده بود با نيتى و مقصدى اول او را داخل انجمن كردند و اسم گذاشتند كه حياط ملكى به او بخشيدهاند و حال آنكه بالمره دروغ بود ، بعد اعضاء ، يكنفر « معين » كوميته ترتيب داده اسم پاره اشخاص را بمردم نويساندند كه از جمله مدير مساوات و مدير نجات و شيخ رضا دهخوارقانى و امثال او بودند كه دو نفر اولى اولا : معروفيت ندارند ثانيا ابدا خبرت و بصيرت از وضع آذربايجان ندارند بالجمله سعى كردند كه پارتى خود را محكم نمايند در دوره ثانيه انتخاب ، تقلبات كردند تا قرعه باسم هواخواهان و همياران خودشان برآمد .
رفيق . . . . از نهايت دستپاچگى نخواست اعتبارنامه بگيرد 400 تومان پول نقد گرفت و راه خود را كشيد ماهى صد تومان هم در دار الشورى خواهند گرفت . اين تجارت چه ضررى بايشان دارد ؟ بقول خودمان « آباد اولسسا 219 بلبليم خراب اولسا بايقوشى » عقيده جمعى بر اين است و هو الحق كه انتخاب اعضاء براى دار الشورى مادة غلط شده . گذشته از معنى به علت اينكه انتخاب را يا انجمن بايد بكند ( اگر تأسيس شده ) و الا در تحت نظارت حكومت و معارف شهر بايد انتخاب شود . اعضاء انجمن فقط 7 نفر بودند ، باقى استعفا كرده بودند ، هفتمين همان مولانا بود كه از اصل عضويت قانونى نداشت و انتخاب وكلا در تحت نظارت همچو انجمن غيرقانونى شده اعضاء انجمن 12 نفر بودند 4 نفر استعفاء كرده بودند مانده بود 8 نفر و قانون بر اين است كه اگر دو ثلث اعضاء حاضر يا موجود نباشند انجمن رسميت نخواهد داشت يك نفر نيز
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٣٤٤