تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
شهرت داده‌اند عزت الله خان را با ايلخانى رئيس ايل جلالى كشته‌اند آنچه شنيدم اين است كه جنازه ايلخانى را راوى ديده است و فقره عزت اللّه خان را شنيده است و اين حديث از قول كسى است كه مىگويند تازه آمده ، العلم عند اللّه على

نامه شماره 68 - 20 ذيحجه 1326

به مرحوم مشكوة الممالك نوشته است : راه‌حل خواسته‌ايد ، بقول اميرنظام مرحوم حق و صدقش اين است كه بنده ياس صرف هستم 20 ماه قبل رساله نوشته‌ام بعنوان « واگون ملت كجا ميرود ؟ » در اين موقع نه عقل بهره دارد ، نه هوش نه تدبير ، طرفين لج مىكنند [ آزاديخواهان و قشون استبداد . م ] اگر دولت قدمى پيش گذارد و به حضرت ايالت تلگراف شود و قدرى ملاطفت فرمايند كه ملت هرچه باشد اولاد من است ، بقول عربها « انفك منك و لو كان اجدع » چند نفر از رؤسا را بطلبيد و با ايشان مذاكرات نمائيد . بعيد نيست ملت هم سرحال بيايد و قدمى بردارد ، و الا اين كشتى شراع كشيده جلو باد صرصر افتاده زمام از دست ناخدا ربوده نمىدانم چه خواهد شد ؟ بوحدانيت الهيه قسم كه بنده با ملت مدتها است اين مذاكرات را ترك كرده‌ام و ابدا با من سروكارى ندارند و حكايت من با ايشان حكايت لوئى سيزدهم است كه هروقت دلتنگ شدى يكى از خواص و مقربان را با خود نشاندى كه من دل‌تنگ هستم شما هم با من باشيد . ضرورت شعرم بخوانيد يا پارهء سنگ سر ترازو ، و هرچه محسوب فرمائيد هستم ، فقط آنچه بعقلم رسيد عرض كردم و مىدانم فايده ندارد . على