جماعت محترمه عظام حضار را اولا و عموم مسلمانان و ايرانيان را ثانيا مخاطب كرده عرض مىكنم كه اى آقايان محترم و ذوات مكرم و اى مسلمانان پشت بر پشت و اى ايرانىنژادان قديم ، بايد دست اتحاد و اتفاق را بهم دراز كنيد و در حفظ اصل اساس و مقصد مقدس بكوشيد . فروعاتى را كه پس از طى چندين عقبات بايد مذاكره شود كنار گذاشته به حكم
ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً
بايد بتأليف قلوب پردازيم و هركس را در موقع و حد خود گذاشته از منافع آن استفاده نمائيم و از اموراتى كه صدمه به اساس مىزند بپرهيزيم و رايهاى جزئيه و اغراض شخصيه را دور كرده ، در جادهء اتحاد حقيقى راه برويم و اتحاد را كه كلمهاش ورد زبان هر خاص و عام است بموقع فعليت آريم .
در سلطنت مشروطه امور محدود « * » و تكاليف هركس معين است ، در اموراتيكه حكم آن بايد از مركز دولت برسد تابع مركز و احكام آن بشويم ، و در امورات اداريه باستقلال آنها و اجراء حقانيت و معدلت و حفظ حقوق بلا استثناء كه بناء شريعت اسلام و مشروطيت بر آن است كوشيده تصرفات و توقعات خارج از حد نكنيم و در امورات عامه كه عموم ملت در آن حق دارند از رأى جماعتى كه حق رأى دادن دارند استقامت كرده استفاده نمائيم .
به حمد اللّه عقلاء طبقات محترمه كه منتى بر اين حقير گذاشته تنزل بر استماع اين كلمات حقيرانه فرمودهاند ، همه از وجوه قوم و عقلاى مملكت هستند . باز حضرات عظام را مخاطب كرده عرض مىكنم كه در حكم امروزه بايد قلبها را صاف كرد و از در انصاف بازآمد و دل بدل ، دستبدست داد و چنانچه در اول امر متحد بوديم ، حالا نيز به همان پيكره و تيره در يك جاده قدم زنيم ؛ و اين آقايان عظام كه در اين محفل شريف
هامش
( * ) از افكار طالباوف تغذيه كرده است