نامه شماره 33 - دهم ذى قعده 1325
در شهرآشوب انداختهاند كه عشاير اطراف ساوجبلاغ خيال تعدى بر مياندوآب دارند ، حاجى سعد الملك 171 حاكم ساوجبلاغ مركز خود را ترك كرده و بيرون آمده است . حضرت فرمانفرما روز پنجشنبه 6 ماه ذيقعده به سمت مياندوآب از شهر حركت كرد و تا امروز در سردرود است ، مهمات مىفرستند و به اطراف از اردبيل و غيره خبر كردهاند كه سواره بفرستند افواج را هم اطلاع دادند تا چه شود ؟
ديروز من باعضاء انجمن اطلاع دادم خصوص مشاوره در وضع شهر و دادن اعانه كردم تفصيل زياد دارد ، براى فردا كه سهشنبه است به منزل حاجى معتمد همايون خبر كردهاند برويم و بهبينيم چه ميتوانيم بكنيم ؟ كارها عجالتا كه زار است ، خبطى كه كردهاند نان را از 70 / 1 به 4 / 1 بعد 20 / 1 تنزل دادهاند و خود را مبتلاى سخت كردهاند ، گندم فعلا در شهر 70 ر 1 است و در اطراف گرانتر ، بارى چه بگويم .
ترتيب اعضاى انجمن به همان قرار است كه سابقا نوشتهام از جانب علماء هم جناب آقاى حاج ميرزا ابو الحسن آقاى همسايه و آقا ميرزا على اكبر مجاهد معين شدهاند اما ميرزا على اكبر قبول ندارد عجالتا يازده نفر حاضر است و انصافا اجزاء مناسبى است تا خدا چه خواهد ؟
صورت عدد انتخابات را مىگفتند اعلان خواهند كرد كه هنوز نياوردهاند نفهميدهام اعلان كردهاند يا نه .
در تهران روزنامه روح القدس در نمره 13 خيلى سخت نوشته بود قدغن كرده بودند در تبريز از روى آن دوباره چاپ كردند يك ورق اگر پيدا كردم ميفرستم .
بقيه مطلب خانوادگى است . . .