از او اسم برده و مخصوصا در ترجمه حاج محمد اردبيلى تصريح كرده كيست و كتاب شذور العقيان كه هم در آن كتاب مكررا اسم آن را برده از تأليفات كيست ؟
و علت اين اطاله اين است كه حقير مدتى است مشغول تأليف كتابى است نظير كتاب كشف الظنون و غالب آن از مسوده برآمده و در اين اواخر نسخه از كتاب كشف الحجب تأليف مولوى اعجاز حسين كه مظنه عم اكرم حضرت عالى است تحصيل كردم ولى آن كتاب اولا ناقص و ثانيا نسخهاى كه تحصيل شده لغايت غلط است و از عجايب اينكه ابدا ذكرى از عبقات الانوار و ساير مؤلفات منيفه حضرت مولوى حامد حسين نكرده .
نگارنده اين عريضه بندهء حقير على بن موسى بن محمد شفيع التبريزى است كه خانوادهاش معروف به ثقة الاسلام است و مسكنش در تبريز از ممالك ايران .
نامه شماره 20 بتاريخ 29 ربيع الاول 1325
پايم درد مىكند 25 ماه شرحى نوشتهام ، ديروز از جانب علماء و اجزاء دار الشورا و وكلاى آذربايجان ، علماء و اهل انجمن تبريز احضار تلگرافخانه شدند ، ديروز رفتيم معلوم شد اهل زنگان بدار الشورى در خصوص مراجعت دادن حضرت مجتهد تلگراف شده علماء و حجج الاسلام و اعضاء دار الشورى و وكلاء مصلحت در ارجاع ديده بودند و دلايل ذكر كرده بودند ، تلگراف براى عموم كه قريب هزار نفر بودند قرائت شد .
تحاشى غريب كردند علماء هرچه كردند و دلايل اقامه نمودند قبول نشد . جناب مستطاب شريعتمدار حاجى ميرزا محسن آقا و آقا ميرزا صادق آقا تشريف نياورده بودند ، من بودم با ساير آقايان و ائمهء جماعت و طايفه قاضى و شيخ اسلامى ، بنده هرچه كردم و سخت گفتم نشد كه نشد سهل است جواب نداده فورا چسبيدند كه ما قانون ميخواهيم ، در اين باب قيلوقال شد باز هرچه دليل گفته شد كه قانون به اين زودى بدست نمىآيد بخرج كسى نرفت و