و بنا گذاشتند از مردم پول بگيرند كميسيون اعانه نيز با بىملاحظهگى تمام از هركس بناى مطالبه پول گذاشتند و عرصه بمردم خيلى تنگ شد و علتش همان بىملاحظهگى و مطالبات فوق العاده بود كه فوق قدرت پاره اشخاص تحميلات ميكردند .
منهم در خانه را بسته و با كسى مراوده و مراجعه نداشتم اما جمعى از دوست و آشنا و خودى و بيگانه نزد من آمده بيان حال ميكردند و من نيز بقدرت و استطاعت با كميسيون ماليه با سختكوئى و گاهى با ملايمت راه رفته بعضى را تخفيف ميدادند و اغلبى را قبول نميكردند و مخصوصا تعمد در عدم قبول داشتند كه مبادا اسباب وهن كارشان بشود .
بالاخره من شهرت دادم كه از شهر خارج شده و بدهات رفته ، مدتى نيز به همين و تيره و غفلت رفت و مردم مرا از شهر بيرون رفته تصور ميكردند ، بملاحظه اينكه زمستان در پيش است و اردوى دولتى در باسمنج اقامت كرده و ممكن است تحصيل قوه استعداد كرده به شهر هجوم يا محاصره نمايند . كارگذاران صلاح چنين ديدند كه به اطراف سواره فرستاده غله دهات ديزجرود و دهخوارقان و مرند ورود قات و غيره را حمل شهر نمايند و انبارها را مهر كرده نگذارند از محل فوت شود .
در ماه شوال ( 1326 ق ) كه ملت از قشون دولتى آسودهخاطر شدند بنا گذاشتند به اطراف مأمور بفرستند از جمله « قلعه وانباشى 133 » را مأمور كردند مراغه برود من به انجمن پيغام دادم و تأكيد كردم كه آنچه در دست شما مانده و در حكم خزانه ملت است فقط مراغه و ديزجرود است كه غله شهر را ميدهد ، مابقى محالات يا دست دولتيان است يا غلهاش به شهر كفايت نمىكند يا حمل آن صرفهاى ندارد مانند مرند و ارونق كه غلهاش كم است .
اعضاء انجمن اين حرف را پذيرفت و ممانعت كرد ( يعنى از اعزام مأمور به مراغه - م ) ولى اشخاصى كه داوطلب مراغه شده بودهاند بگوششان نرفت و اعتنا بكس نكردند و بمراغه رفتند .
در اين اثناء از جانب ملت مأمورين بر دهات ديزجرود و مراغه رفته انبارهاى
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٣٠