تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
مانند باد رفتن ، 103 مانند برزين بر براقش شمردن ( در سوارى ) 190 مانند بزغاله به منزل دويدن 93 مانند پياز در خانهء تودرتو حبس كردن 61 مانند پياز لباس بر روى لباس پوشيدن ، 190 مانند توسن گردگرد كه باد صبا به گردش نمىرسد 189 مانند جانبازانى كه در گدوك مانده باشد ، 118 مانند جودى دانستن و بلند مرتبه شمردن 177 مانند چراغ نيم‌مرده كه از خانه روشنى گنده دماغى كند 92 مانند حوت ( ماهى ) در شبكهء اضطراب افتادن 93 مانند خرچنگ جز چنگ حربه‌اى نداشتن ، 98 مانند خروس در خروش . . . و منقار به يكديگر زدن ، 99 مانند خط ريحان دميدن ( : خط ريحان : يكى از خطوط اسلامى ) 163 مانند دانهء تسبيح كه سررشته را گم كرده است 95 مانند رتيل پس از نيش از پيش آمده 112 ، 176 مانند خانهء افشار بسته بودن ، 77 مانند دود از آتش گريختن ، 49 ، 103 مانند زحل رحل اقامت افكندن ، 76 مانند زياد برخاستن ، 172 مانند ( گوئى ) سگ گزيده كه آب را ديده باشد ، 126 مانند سگى كه از شير برمد ، 93 مانند سفرهء شطرنج ملون به الوان مختلف به ميان آمدن ، 119 مانند نان ساج بدل دورو بودن ، 112 مانند شانه ده زبان داشتن ، 112 مانند شتر افسار گسيخته بودن ، 99 مانند غذاى رطوبى محرك بلغم طبعان بودن ( شدن ) 93 مانند قمرى طوقها از . . . به گردن انداختن ، 134 مانند قلم نستعليق شكم‌ها را چاك دادن ، 93 مانند قلم كه زبان او را قطع كنند جرى اللسان‌تر مىشود ، 89