لعنة اللّه على خارج النسب ( : نفرين خدا بر كسى كه به اصل و نسب خود خروج كند ) 126
لفظ گهربار ( : سخنان نصيحت آميز ) 104
لكلكآسا ، 98
لكنت زبان ، 134
لكنده ( - لكنته ؛ اسب از كار افتاده ) 109
لكى - زبان لكى
لمحه ( : در اينجا مقصود مدتى اندك است ) 170
لواى سلطانى ( : درفش پادشاهى ) 198
لوچ ( : كسى كه چشمش چپ است ) 179
لوحه ، 9
لوىئيل ( : سال نهنگ ، پنجمين سال از دورهء دوازده سالهء تركان ) 101 ، 108
لهيب شعله ( : گرمى شعله آتش ) 191
ليت و لعل ( : با اگر و مگر ، با اظهار شك و ترديد دفع الوقت كردن ) 91 ، 186
ليس فى الدّار غيره ديّار ( : در خانه كس جز او نيست ) 39 ، 103
ليس على المريض حرج 102
ليلىآسا ، 44
مأذون ( : اذن داده شده ) 157
ماتم كبرى ( : مصيبت بزرگتر ) 134
مادام الحيوة ( : تا زنده است ، در مدت زندگى ) 109
مادام العمر ( : در مدت زندگى ، در طول عمر ) 122
مادّه غرور دمامى 94 ، 127
ماديان 179
مار در آستين بودن ( : كنايه از دشمنى كه خويشاوند يا مقرّب شخص باشد ) 76
ماش 158 ، 159 ، 160
ماش خدمت كردن ، 190
ماش فرستادن ، 61
ماليات ، 76 ، 117
ماليات ديوانى ، 39 ، 76 ، 83
ماليخوليا 128
مانند ارامل و عجوز است انامل ما را از زير چوب ريخته 190
مانند استخوان سفرهء شطرنج مات شدن 150
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٦٧