تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
چون سايه پشت سر بودن ، 182 چون سرآء المسلسله چرخ ، سلسله‌ها انداختن ، 44 چون سنبله متفرق شدن ، 93 چون سماور در جوش و عجز و تمنّا بودن ، 74 چون شقايق داغ نقصان داشتن ، 191 چون عود در مجمر آتش سوختن ، 65 چون قورى سرپوش و سرّپوش بودن ، 74 چون گربه از كربة ، گريه‌كنان به سوراخ موش راضى شدن ، 99 چهارشنبه سورى ، 170 چهار موجه اضطراب ، 61 چين ابرو ( چين به ابرو انداختن ) ( : روى درهم كشيدن ، در غضب شدن ) 44 ، 48 ، 61 ، 91 چين عداوت ( در جبين داشتن ) 178 چينى ( : نوعى دارو ) 42 ح حاشيه‌نشين ( : كسى كه در كنار مجلس نشيند ) 74 حباب‌آسا ، 145 ، 191 حبال اطمينان ( : ريسمان محكم و قابل اعتماد ) 61 ، 66 ، 67 ، 92 ، 134 ، 184 حبال مميزى ، 86 حباله ( : قيد ازدواج ) 81 حبالهء نكاح ( : قيد ازدواج ) 149 حب ايارج ( : تربد ؛ گياهى از تيرهء پيچكيان كه ريشه و ساقهء آن در تداوى به‌عنوان يك مسهل مصرف مىشود ) 93 حبس ابدى ، 76 حبس نظر ، 73 ، 75 ، 76 حبل ( : ريسمان ) 93 ، 125 حدى ( خوانى ) ( : سرود و آوازى كه ساربانان خوانند تا شتران تيزتر روند ) ، 49 حدود دارى ( : مرز دارى ، سامان دارى ) 122 حديدآسا ( : نظير آهن ) 94 حرز بازو ( : دعائى كه بر كاغذى نويسند و بر بازو بندند ) 94 حرج و مرج ، 44 ( حرفهاى ) فيل و كرگدن گفتن ( : كنايه از حرفهاى درشت زدن ) 60 حرفهاى تلخ ، 65 حرفهاى خنك ( : در اينجا يعنى