چون سايه پشت سر بودن ، 182
چون سرآء المسلسله چرخ ، سلسلهها انداختن ، 44
چون سنبله متفرق شدن ، 93
چون سماور در جوش و عجز و تمنّا بودن ، 74
چون شقايق داغ نقصان داشتن ، 191
چون عود در مجمر آتش سوختن ، 65
چون قورى سرپوش و سرّپوش بودن ، 74
چون گربه از كربة ، گريهكنان به سوراخ موش راضى شدن ، 99
چهارشنبه سورى ، 170
چهار موجه اضطراب ، 61
چين ابرو ( چين به ابرو انداختن ) ( : روى درهم كشيدن ، در غضب شدن ) 44 ، 48 ، 61 ، 91
چين عداوت ( در جبين داشتن ) 178
چينى ( : نوعى دارو ) 42 ح
حاشيهنشين ( : كسى كه در كنار مجلس نشيند ) 74
حبابآسا ، 145 ، 191
حبال اطمينان ( : ريسمان محكم و قابل اعتماد ) 61 ، 66 ، 67 ، 92 ، 134 ، 184
حبال مميزى ، 86
حباله ( : قيد ازدواج ) 81
حبالهء نكاح ( : قيد ازدواج ) 149
حب ايارج ( : تربد ؛ گياهى از تيرهء پيچكيان كه ريشه و ساقهء آن در تداوى بهعنوان يك مسهل مصرف مىشود ) 93
حبس ابدى ، 76
حبس نظر ، 73 ، 75 ، 76
حبل ( : ريسمان ) 93 ، 125
حدى ( خوانى ) ( : سرود و آوازى كه ساربانان خوانند تا شتران تيزتر روند ) ، 49
حدود دارى ( : مرز دارى ، سامان دارى ) 122
حديدآسا ( : نظير آهن ) 94
حرز بازو ( : دعائى كه بر كاغذى نويسند و بر بازو بندند ) 94
حرج و مرج ، 44
( حرفهاى ) فيل و كرگدن گفتن ( : كنايه از حرفهاى درشت زدن ) 60
حرفهاى تلخ ، 65
حرفهاى خنك ( : در اينجا يعنى
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٣٦