جناح ( حركت ) 116
جناس ( : هم جنس بودن ، همجنسى ) ، 38 ، 190
جنان ( : دل ، قلب ، باطن ) 59
جنّة اطمينان ( : بهشت ايمنى ) 98
جند ( : لشكر ، سپاه ) 172
جند بيدستر ، 62 ، 172
جنو در بيع ، 10
جنّه ( سپر ) ، 98 ، 190
جنّه زخمهاى شمشير ، 37
جو ( : واحد وزن است و نمودار مقدار اندك ) 190
جود 177
جودى 177
جوزا ( فصل ) ( : سومين برج از برجهاى دوازدهگانه پس از ثور مطابق خردادماه شمسى ) ، 187
جوزا ( : يكى از صور منطقه البروج كه به شكل دو توأم است ) 93
جوقه ( : دسته ، گروه ، جوخه :
كوچكترين واحد نظامى كه تعداد افراد آن 8 تن است ) 66 ، 78 ، 79 ، 95 ، 96
جوقه به جوقه ( : دسته ، دسته ) 66 ، 77
جوقهشمار ( : شمارش جوقه ) 96 ، 164
جولاهه ( عنكبوت ) 190
جهاديه ، 141
جهل مركب ( : نادانى شخصى كه نداند نادان است ) ، 65 ، 104
جيره ( : جنسى ( از خوردنى و نوشيدنى و پوشاك ) كه به مزدوران و سربازان دهند ) ، 77 ، 108
چاپار ( پيك ، نامهبر ، قاصد ) 42 ، 63 ، 78 ، 82
چاپارخانه ( : پستخانه ) 83 ، 135 ، 183
چادرپوش ( : خيمه ، خرگاه ، سراپرده سلطنتى ، چادر بزرگ ) 37 ، 200 ، 201
چادر شب ( : چادر بزرگ كه رختخواب را در آن پيچند ) 107
چادر زنبورى ( : چادر مشبّك ) 201
چادر صندوقخانه ، 179
چادرهاى سياه ( - قراچادر ) 176
چادرنشين ، 192
چارآئينه ( : در اينجا مقصود چهار ناحيهء الموت است ؛ يعنى داراب ميرزا صداى مخالفت با خود را از
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٣٤