تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
نشيند ) 65 خال ( : دائى ، برادر مادر ) ، 102 خالصه ، خالصجات ( عنوان و اصطلاحى براى املاك دولتى و سلطنتى ) 39 ، 48 ، 99 ، 104 ، 117 ، 120 خالى از ذهن ( : كسى كه از موضوع اطلاعى ندارد ) 92 ، 140 خام‌طمع ( : آنكه آرزوهاى بيهوده در سر پروراند ) 173 خامهء عنبرين شمامه ( : قلمى كه از آن بوى عنبر آيد ) 9 خانه كسى را به آب بستن ، 99 خانه‌روشنى ( : روشن بودن چراغ منزل ) 92 خانه‌زاده ( فرزند خدمتگزار ) 180 خباثت ذاتى ( : بدگوهرى ) 103 خباثت فطرى ( : بدنهادى ) 71 خبطدماغى ( : آشفتگى ، پريشانى ) 128 خبل ( : مبتلا به جنون شدن ، ديوانگى ) 66 ، 93 ، 125 ختن ( : در اينجا مقصود داماد است ) 91 ، 178 خدمتانه ( : آنچه به مأمور سلطان و حاكم بطريق هديه دهند ) 126 خدمتگزارى ( : نوكرى ) 69 خراب و آباد ( اصطلاحا قراء معمور و غيرمعمور ) 13 ، 21 ، 43 ، 46 خرابه 43 خرج نوشتن - محاسبه را خرج نوشتن ( : تنظيم صورت هزينه‌ها و محاسبه‌ها براساس تفوافق به عمل آمده در امرى ) 78 خرج سفره ( مبلغى كه حاكم و كارگزار دولت يك منطقه از بابت پذيرائى ميهمانان و مردم دريافت مىدارد ؛ ظاهرا سفره‌بها گفته مىشود ) 65 ، 79 ، 95 خرجى ( : قدرى از مال كه اخراجات ضرورى سفر موقوف بر آن باشد ) 102 خرچنگ‌آسا دست و پا قرض كردن و فرار كردن 93 خرمن ( : خرمن‌گاه ) 137 خرمن آخرت ( : ذخيره از اعمال و كردار نيك در روز قيامت ) 121 خرمن كهنه باد دادن ( : كنايه از زمان