پياده ، تنها ، منفرد ) 66 ، 184
جريمه ، 192
جرى اللسان ( : زبان دراز و گستاخ در سخن گفتن ) 89
جزو تابع كل است ، 180
جسارت ما لا كلام ( : گستاخى بسيار ، آنچه كه در آن مجال سخن گفتن نباشد ) 189
جست ( : جستجو ، تفحّص كردن ) 110
جسر ( تمام ) ( : دليرى و بىباكى كامل ) 189
جفّ القلم ( : خشك شد قلم ) 76 ، 187
جلّادانه ( : چون جلّاد ) ، 185 ، 195
جلالت آثار ( داراى آثار بزرگى ) 181
جلالت مدار ( : داراى بزرگى ) 178
جلودار ( : كسى كه زمام اسب مخدوم خود يا كسى كه اسب وى را كرايه كرده در دست گرفته راه برد ، آنكه سواره يا پياده جلو مركوب ارباب حركت كند ، سوارانى كه پيشتر از ديگر سواران حركت كنند ) ، 80 ، 171
جلوريز ( : در لغت يعنى سرعت بسيار و عجله و اصطلاحا عنان اسب و قاطر را بر سرش بستن و او را در راه رفتن به هر سو آزاد گذاشتن ) 44
جماعت ( : گروه ، گروهى از مردم ) ، 186
جماعت ايل ، 186
جماعت زردگوش ( : جماعت بىغيرت و منافق ) 72 ، 91
جماعت عقل به چشم ( : مردم كم تدبير ، مردم ظاهربين ) ، 107
جماعت كوفى ( : كنايه از مردم كوفه كه پيمان وفادارى خود را با امام حسين ( ع ) شكستند ) ، 151
جماعت نسوان ، 105
جماعت نخودى مذهب ( : مردمانى كه داراى عقيدهء محكمى نيستند و به مناسبتى كوچك تغيير رأى و عقيده مىدهند ) ، 202
جمام ( : خستگى ) 73 ، 118 ، 188
جمع ( : مجموع ، جزو ) ، 203
جمع ابد ، 137
جنابت خيانت ( : آميختگى با خيانت ) ، 103
جنابت سكاكى - مثل جنابت سكاكى
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٣٣