تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
چهار ناحيهء الموت شنيد ) ، 49 چارق خام ( : كفش چرمى كه بندها و تسمه‌هاى بلند دارد و بندهاى آن به ساق پا پيچيده مىشود ، پا تابه ) 109 ، 202 چارك ( واحد وزن ) 14 چاروا ( : چهارپا - خر ) 41 چپق ( نوعى آلت تدخين ، داراى دسته‌اى چوبى و سرسفالى ) 86 چراغان ( : عمل روشن كردن چراغهاى بسيار در جشن ، چراغانى ) 199 چراغ نيم‌مرده كه از خانه روشنى گنده دماغى كند ، 92 چرخ برين ( : آسمان ) ، 200 چرنده ، 66 چشم‌اندازها ( : منظره ، مساحتى از دشت يا تپه و كوه كه چشم آن را ببيند ) ، 120 چشم سفيد كردن ( : گستاخى كردن ، بىشرمى كردن ، لجاجت كردن ، حرف نشنوى ) 76 چشم سياه كردن ( : طمع كردن ، حسد ورزيدن ، نگريستن در چيزى به شوق و رغبت ) 72 چشم كبود كردن ، 72 چكمه ، 66 ، 109 ، 133 چلّهء كمان ( : زه كمان ، وتر ) 150 چماق ( : چوبدست سرگره‌دار ) 195 چنارآسا اندرون ايشان آتش گرفته ، 112 چند كلاغ را سنگى بس است ، 96 چو آب جواب نوشتن ( : بىمعطلى جواب نامه‌اى را نوشتن ) 61 ، 179 ، 184 چوب بيد بغلين ، 48 چوب چينى ، 99 ، 127 چوب خوب نمونه چوب چينى خوردن ( : با چوبى از نوع چوب چينى ، بر كسى زدن ) 99 چوبدار ( : آنكه شغلش خريد و فروش گوسفند است ؛ گله‌دار ) 161 چوب بستن ( : تنبيه كردن كسى به صورت فلكه كردن وى ) 105 چوب هيمه ( : هيمه : هيزم ) 68 چوپان ، 161 چون بوتيمار سر به گريبان بردن ، 98 چون پروانه از آتش پروا نداشتن ، 190 چون خانه افشار بسته بودن ، 101 ح