تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
ثور ( : صورتى فلكى در نيمكرهء شمالى به شكل گاو ) 93 جاخالى ( باد ) هديه‌اى كه شخص مسافر را فرستند به نشانهء تأثر و اندوه در فراق او ، 73 جادر جانشستن ، 112 جارحه ( : جراحت كننده ) 11 جارحه ( : اندام آدمى ، دست و اعضا ) 11 جار ( : چراغ بلورين چند شاخه كه به سقف آويزند ، چلچراغ ) 199 جان‌بازان ، 118 جانفشانى ، 115 ، 117 ، 203 جان‌مرگى ( : مرگ جان ، كشتن نفس خود ) ، 146 جاورس ( - گاورس : گياهى است از تيره گندميان ، دانه‌هائى شبيه به ارزن دارد و با ارزن از يك نوع است و در حقيقت گونه‌اى ارزن است كه دانه‌هايش درشت‌تر است و پوستش نيز از پوست ارزن زبرتر است ) ، 190 جايگير ( : جاگيرنده ، كسى يا چيزى كه در محلى قرار گيرد ) 92 جبر علانيه ، 193 جبن ( : ترس ، كم‌دلى ، بددلى ) 178 جبّه ( : جامهء گشاد و بلند كه فراز جامه‌هاى ديگر پوشند ) ، 42 ح ، 102 ، 123 ، 142 ، 194 جبّه آقرى سفيد تمام سجاف ترمه ، 122 جبّهء برك ، 104 جبّه ترمه زمرّدى ، 83 جبّهء ترمه سفيد ، 45 جبّه ترمه لاكى ، 37 جبّه دوره سلسله زرد ، 37 ، 85 جبّه رقعه‌دار ، 37 جبّه زمردى سلطانى ، 37 جبّه زمردى سلطانى كه در نظر مخاصمين افعى صفت ، خاصيت زمرّد مىبخشد ، 37 ، 38 جبّه نيابت ، 48 جبين ( : پيشانى ) 178 جديد النسق ( دستورالعمل جديد ، نظم جديد ، ترتيب جديد ) 86 ، 136 ، 137 جرس كاروان ( : زنگ كاروان ) 96 جريده ( : جماعتى از سواران بدون