ثور ( : صورتى فلكى در نيمكرهء شمالى به شكل گاو ) 93
جاخالى ( باد ) هديهاى كه شخص مسافر را فرستند به نشانهء تأثر و اندوه در فراق او ، 73
جادر جانشستن ، 112
جارحه ( : جراحت كننده ) 11
جارحه ( : اندام آدمى ، دست و اعضا ) 11
جار ( : چراغ بلورين چند شاخه كه به سقف آويزند ، چلچراغ ) 199
جانبازان ، 118
جانفشانى ، 115 ، 117 ، 203
جانمرگى ( : مرگ جان ، كشتن نفس خود ) ، 146
جاورس ( - گاورس : گياهى است از تيره گندميان ، دانههائى شبيه به ارزن دارد و با ارزن از يك نوع است و در حقيقت گونهاى ارزن است كه دانههايش درشتتر است و پوستش نيز از پوست ارزن زبرتر است ) ، 190
جايگير ( : جاگيرنده ، كسى يا چيزى كه در محلى قرار گيرد ) 92
جبر علانيه ، 193
جبن ( : ترس ، كمدلى ، بددلى ) 178
جبّه ( : جامهء گشاد و بلند كه فراز جامههاى ديگر پوشند ) ، 42 ح ، 102 ، 123 ، 142 ، 194
جبّه آقرى سفيد تمام سجاف ترمه ، 122
جبّهء برك ، 104
جبّه ترمه زمرّدى ، 83
جبّهء ترمه سفيد ، 45
جبّه ترمه لاكى ، 37
جبّه دوره سلسله زرد ، 37 ، 85
جبّه رقعهدار ، 37
جبّه زمردى سلطانى ، 37
جبّه زمردى سلطانى كه در نظر مخاصمين افعى صفت ، خاصيت زمرّد مىبخشد ، 37 ، 38
جبّه نيابت ، 48
جبين ( : پيشانى ) 178
جديد النسق ( دستورالعمل جديد ، نظم جديد ، ترتيب جديد ) 86 ، 136 ، 137
جرس كاروان ( : زنگ كاروان ) 96
جريده ( : جماعتى از سواران بدون
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٣٢