بنى عم ( : پسران عمو ) ، 114
بنه ( : بار و اسباب و رخوت خانه ، اثاث البيت ) 69 ، 113 ، 119 ، 147 ، 158 ، 186 ، 187
بنه ( : جمعيت هر ده به گروه 12 نفرى تشكيل مىشود كه هر 12 نفر 6 زيوار از ملك آبادى را در اختيار دارند ، اين تشكل را بنه گويند )
بنيچه ( : جمعى كه ديوانيان بر اصناف حرفت و املاك مىبندند . . . ) ، 12
بنيچه عداوت ، 151
بواسير منفصل ، 86
بوته نگرفتن كار ، 108
بوتيمار ( : پرندهاى است از راستهء بلندپايان ؛ غم خورك ، ماهى خورك . . . ) ، 98
بوران ( : باران يا برفى كه با باد باشد ) ، 64
بورانى ( : نان خورشى كه از اسفناج و كدو و بادمجان با ماست و كشك سازند ) ، 118
بوم ( : سرزمين ، ناحيه ) ، 50
بوم ( : جغد ) ، 50
بوى عزا ، 149
بوى گلاب ، 111
بهانهء نهانه ، 67 ، 141
به تمكين مكين و در مكمن كين در كمين بودن ( : بر جاى خود نشسته بود و در كمينگاه كين بودن ) 178
به عزرائيل جان ندادن ، 64
به جهل افتادن ( : به نادانى افتادن ، به فكر خام رفتن ) 118
به جوى نخريدن ( : به بهاى يك جو ارزش نداشتن ، كمترين ارزش يك چيز ) ، 105
به چشم گيو مانند بيژنها را به چاه انداختن ، 87
به درب مهاجر و انصار افتادن ، 94
به ريسمان پوسيده ، مردم را به چاه انداختن ، 87
به زبان مادر لالزبانى سخن گفتن ، 82
بهشت برين ، 133
بهله ( : ظ : واحد شمارش قوش و پرندگان شكارى ) 41
بياض ( : كتابچه و دفتر سفيد نانوشته ، كتاب دعا ، كتابچهاى كه در آن مطالبى سودمند يادداشت كنند ) 45
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٢٣