تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بنى عم ( : پسران عمو ) ، 114 بنه ( : بار و اسباب و رخوت خانه ، اثاث البيت ) 69 ، 113 ، 119 ، 147 ، 158 ، 186 ، 187 بنه ( : جمعيت هر ده به گروه 12 نفرى تشكيل مىشود كه هر 12 نفر 6 زيوار از ملك آبادى را در اختيار دارند ، اين تشكل را بنه گويند ) بنيچه ( : جمعى كه ديوانيان بر اصناف حرفت و املاك مىبندند . . . ) ، 12 بنيچه عداوت ، 151 بواسير منفصل ، 86 بوته نگرفتن كار ، 108 بوتيمار ( : پرنده‌اى است از راستهء بلندپايان ؛ غم خورك ، ماهى خورك . . . ) ، 98 بوران ( : باران يا برفى كه با باد باشد ) ، 64 بورانى ( : نان خورشى كه از اسفناج و كدو و بادمجان با ماست و كشك سازند ) ، 118 بوم ( : سرزمين ، ناحيه ) ، 50 بوم ( : جغد ) ، 50 بوى عزا ، 149 بوى گلاب ، 111 بهانهء نهانه ، 67 ، 141 به تمكين مكين و در مكمن كين در كمين بودن ( : بر جاى خود نشسته بود و در كمين‌گاه كين بودن ) 178 به عزرائيل جان ندادن ، 64 به جهل افتادن ( : به نادانى افتادن ، به فكر خام رفتن ) 118 به جوى نخريدن ( : به بهاى يك جو ارزش نداشتن ، كمترين ارزش يك چيز ) ، 105 به چشم گيو مانند بيژن‌ها را به چاه انداختن ، 87 به درب مهاجر و انصار افتادن ، 94 به ريسمان پوسيده ، مردم را به چاه انداختن ، 87 به زبان مادر لال‌زبانى سخن گفتن ، 82 بهشت برين ، 133 بهله ( : ظ : واحد شمارش قوش و پرندگان شكارى ) 41 بياض ( : كتابچه و دفتر سفيد نانوشته ، كتاب دعا ، كتابچه‌اى كه در آن مطالبى سودمند يادداشت كنند ) 45