100
بالاخانه سردرى ، 99
بالامرتبه ( طبقه دوم ساختمان ) 11
بالاى سياهى چه رنگ خواهد بود ، 181
بالافشان ( : بالزنان ، پرزنان ) 96 ، 184
بالبسته ، 180
باليوز ( : نمايندهء محلى را مىگفتند كه از طرف دولتها براى حلوفصل امور تجارتى و حمايت از اتباع خود تعيين مىگرديدند ) 145
بالمرّه ( : يكباره ، يكبارگى ) 161
بخارى ، 101 ح
بخت ( اقبال ) 181
بخيه زدن ، 66
بدخواهى ، 103
بدزبانى ، 86
بددماغى ، 46 ، 86 ، 202
بدرقه ، 72 ، 120
بدعت ، 191
بدكلى ، 127
به دل نان ساج دو رو بودن ( : كنايه از منافق بودن ) ، 112
بدنام ، بدنامى ، 95 ، 110
بدنفسى ، 103
بذر ، 39 ، 59
بذرباغات ، 159
بذر شلتوك ، 158
برء الساعه ( : در كمترين زمان ) 64
برات ، بروات ، 13 ، 37 ، 40 ، 122 ، 135 ، 186
برادر ارشد ( : برادر بزرگتر ) 173
براق ( : اسب تيزرو ) 190
براى يك پول نيزه به چشم جبرئيل زدن ، 64
بر سبيل اجمال ( : خلاصه ، اجمالا ) 178
برش ( : خوراكى آبكى كه با گوشت و برگ كلم و مواد ديگر تهيّه كنند ، سوپ روسى ) 102
برق آتشافشانى ، 199
برك ( : نوعى پارچه ضخيم ، جامهء كوتاهى كه تا كمرگاه را پوشاند . . . ) 133
برگذشته صلوات ( : جملهاى كه براى ختم خصومت بين دو نفر گفته مىشود ) 89
برودت ( : سردى ) ، 102
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٢١