بارسئيل ( : سال تركى ، سال پلنگ ) 78
بار نزول ، 40 ، 114 ، 178 ، 189
باروت ، 66
بار ورود ( : اجازه و رخصت ورود ) ، 105
باروى بام ، 76
باروى نشسته ، 98
بارى ( : آفريننده ، خالق ) ، 198
با ريسمان پوسيده به چاه رفتن ، 87 ، 134
بازارى ، 38
بازخواست ، 45
بازوى بنفش ، 76
بازيافتى ( : آنچه بدون زحمت و به آسانى به دست آيد ) 159
با سركردهء خود راه رفتن ( : همراه بودن با سركرده ) 92
با سرمه كرده استخوان او را با سرمه مقابل ساخت ، 181
باسليق ( : سياهرگى كه به محاذات محور بازو در زير جلد قرار دارد . . . ) 94
باشى ( : مأخوذ از تركى و به معنى سرور ، رئيس و مدير ) 60 ، 197
باطيهء باديه ( : باطيه : ظرف سفالينى كه در آن شراب نگاهدارند ، ابريقى كه از آن در پيالههاى كوچك شراب ريزند ) ، 43
باغات ، 73
باغبان ، 38 ، 73
باغ سبز نشان دادن ، 150
باغچه ، 194
باغچه گلكار ، 115
باغيان ، 38
باقى ( - الباقى ) ( : از اصطلاحات علم سياق به معنى مانده ، حاصل تفريق ) 104 ، 110 ، 122 ، 132 ، 147 ، 159
باقىآور ، 160 ، 161
باقىدار ( : كسى كه باقى داشته باشد ، آنكه مبلغى از حسابش مانده باشد ) ، 76 ، 104
با گردن شكسته راه رفتن ، 92
بالاپوش ( : جامهاى كه روى لباسهاى ديگر پوشند مانند پالتو و شنل ) 182
بالاخانه ( : خانهاى كه بالاى خانهء ديگر ساخته شده باشد ) ، 40 ، 41 ، 78 ،
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٢٠