پاك نامچه ( : برگ تصفيه حساب ) ، 118 ، 143
پالوده ( : صاف و پاك شده ) 151
پايهء اعتبار ، 193
پاى تار نشاندن ، 174
پاى حساب نشاندن ( : كسى را براى رسيدگى حسابها آماده كردن ) 78
پاى سان ( : جايگاه سان ديدن سربازان ) 189
پاى مرار ( به ميان آوردن ) ( : سختىها و رنجها را برشمردن ) 72
پدر سوخته ( : دشنامى است ، مقابل پدر آمرزيده ) ، 104
پرپىچى ( پرپينچى ، پرپينگر ؛ كسى كه براى شفاى سگ هار گزيده دعا مىكند ) 103
پرخنده ( : سخت خندان )
پردهء عصمت دريدن ( : پاكدامنى و حيا را كنار گذاردن ) ، 129
پردهء قلمكار ( : نوعى پردهء ديوارى كه داراى نقوش است ) ، 195
پرگار ، 41 ، 74
پروانهء ( : اجازه ، حكم ، فرمان ، حواله ) 190
پروانهء ملجأ عالمپناه ( حكم ) 190
پروا نداشتن ( : نترسيدن ) 190
پريشانگوئى ، 203
پسفطرتى - پستفطرتى ( : فرو مايگى ، پستى ) ، 71
پس كار را ديدن ( : عاقبت كارهاى انجام شده را سنجيدن ) ، 112
پسند طبع همايون ( : مورد قبول خاطر شاه ) ، 104
پشت به ديوار اطمينان دادن ( مقصود پناهگاه محكم و مطمئنى به دست آوردن ) ، 110 ، 122
پشهدان ( : پشهبند ) 114 ، 116
پلكك ( : نوعى نخود ) 158
پلنگ خصلتان ( : مردمى كه خوئى چون پلنگ دارند ، كه مقصود خوى بد اوست ) ، 98
پنبهء غفلت در گوش كردن ( : غافل و نادان شدن در امرى ) ، 195
پنجاهباشى ( : سركرده پنجاه تن در لشكر ، منصبى در نظام دورهء صفويه ) ، 144
پنجهكش آفتاب ( : ظ : شعاع خورشيد ) ، 19
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٢٥