پنجه كردن ( : پنجه افكندن ، ثبات قدم نمودن ) ، 90
پنجهء مقاومت را امتحان كردن ( : پايه و ميزان قدرت خود را دانستن ) 90
پنجهء مودّت ( : دست ارادت و دوستى ) ، 88
پوستين ( : جامهاى كه از پوست حيوانات درست مىكنند ) ، 133
پوش ( : چادر ، خيمه ) 181 ، 189 ، 201 ، 180 ، 188
پولسر ( : پول سرانه ؛ مالياتى كه بر مبناى شمارش افراد گيرند ) 59
پول سفره ( : مبلغى كه حاكم و كارگزار حكومت براى پذيرائى از مهمانها علاوه بر حقوق خود - دريافت ميدارد ) 49 ، 163
پول سياه ، 64
پياده ( : مقابل سواره ، صنفى از نظام كه با پاى روند و جنگ كنند ) ، 40 ، 66
پيادگان ( : پياده ، يكى از مهرههاى شطرنج است ) 150
پيازكارى ( : كاشتن پياز ) 125
پيچى ايل ( : از سالهاى تركى و به معنى سال ميمون ) 101 ح ، 192
پيشبندى ( : جلوگيرى ، پيشگيرى ، تمهيد ) 112
پيشخدمت ، پيشخدمتان ( : نوكر ، پيشكار ) 37 ، 45 ، 178
پيشكار ( : نايب الحكومهء شهر با حضور حاكم در آنجا ؛ مباشر ، بزرگترين چاكر هرفرد بزرگ و صاحب دستگاه كه نيابت كارهاى او كند ) ، 75 ، 174
پيشكارى ، 104
پيشكش ( اسم پيشكش ) ( : اصطلاحا مبلغى كه به عنوان حقوق و عوارض كه به صورت پيشكش وصول شود ، نوعى خراج كه در قديم از قرا مىگرفتند ) ، 11 ، 42 ، 43 ، 62 ، 65 ، 67 ، 70 ، 71 ، 87 ، 98
پيشكش اخراجى ، 78 ، 80
پيشكش ورود ، 102
پيشكشى ( : تقديمى ، هديه ) 65
پيشكش صندوقخانه ، 49
پىگردنى ( : پس گردنى ، زدن با كف دست به پشت گردن كسى ) ، 89
پيل تن ( : داراى اندامى چون پيل ، بزرگ
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٢٦