( 73 ) ص 76 س 2 ، عاليجاه ميرزا عبد الباقى خان : همان است كه در كتابچه دستورالعمل دار السلطنة قزوين ، زمان حكمرانى عضد الدوله ( ص 9 ) و روزنامهء دولت عليهء ايران ، ش 640 چ 2 ص 1214 و دافع الغرور ، صفحهء 43 نام او در رديف " معارف شهر قزوين " برده شده است . احتمالا از خاندان " ميرزاى " قزوين است ( مينودر ، ج 1 چ 1 ص 383 ) .
( 74 ) ص 78 س 1 ، ايل گاوبار : در متن ، " كاوبار " است ، باتوجه به اينكه در تمام كتاب مجمل ، گاف ( گ ) ها نيز به شكل كاف ( ك ) نوشته مىشود ، به نظر رسيد كه مقصود مؤلف ايل گاوبار است . هرچند كه در متون همزمان كتاب محمد على خان ، نشانى از اين ايل نمىيابيم ، بعيد نيست كه چنين طايفهاى كه به ايل گاوباره منسوب است ، در اينجا وجود داشته . مىدانيم كه منطقهء رودبار الموت مدتها مركز حكومت سلسلهء گاوباره يا گاوبارگان بوده است . از آنجا كه اين كلمه در متن كتاب مجمل دقيقا كاوبار است ، احتمال ايل " گاوباز " بودن آن ضعيف است .
( 75 ) ص 78 س 13 ، جيلكى : در صفحهء 152 همين كتاب ، تحت عنوان جماعت جيلكى آمده و در صفحهء 164 دوازده جوقه جيلكى برشمرده شده است .
ظاهرا اين طايفه را نيز بايد از طوايف ساكن رودبار الموت محسوب داشت ، منسوب به جيل ( - گيل ) .
( 76 ) ص 80 س 9 ، باجلان : ميرزا ابراهيم در سفرنامهء خود كه به سال 1276 - 1277 ه ق تأليف شده ، طايفهء باجلان را از ايلات قزوين برشمرده و دربارهء آنان مىنويسد : " باجلان : شصت خانه وارند . سركردهء ايشان اللّه يار خان و مواجبش يكصد تومان است . نوكر سواره سى نفر ، نصف در شهر و نصف ديگر در بيرون
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٢٣٣