تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
گلريز در كتاب مينودر و ملويل در تاريخ زمين‌لرزه‌هاى ايران ، از اين زلزله كه محمد على خان شاهد آن بوده است ، ذكرى به ميان نياورده‌اند . ( 52 ) ص 49 س 4 ، سيورسات : " يا " سورسات " خواروبار و زاد و علوفه‌اى كه سربازان سلطان از روستائيان سر راه جمع مىكردند . اما اين توضيح تمام معنى را نمىرساند سيورسات به معنى جنسى كه رعيت ايرانى علاوه بر مال الاجاره يا سهم مالكانه تقديم ارباب مىكرد نيز ، مىباشد ، آن را سر جفت هم مىخواندند . مقدار و نوع سيورسات ، كه در سراسر روستاهاى ايران مرسوم بود ، تفاوت مىكرد . كره و روغن و مرغ و . . . از جمله مرسوماتى بود كه رعايا تحت عنوان سر جفت يا سيورسات به ارباب مىپرداختند . منظور از لغو سيورسات در زمان امير كبير ، سيورسات به‌معناى اول است ، يعنى جنسى كه سربازان دولتى به‌عنوان مرسومه و اغلب با اعمال جبر و قهر از روستاييان مىگرفتند . - كتاب طلوع رستاخيز تأليف بهداد ، ص 120 " ( 53 ) ص 49 س 24 ، چهار ناحيه : مقصود چهار آبادى : معلم‌كلايه ، اسطلبر ، شمس كلايه و انادهء رودبار است . ( 54 ) ص 51 س 21 ، گازرخانى : از قراء آتان ناحيه يا الموت بن دهستان الموت . در " كتابچهء دهات خالصه و موقوفات و املاك انتقالى تا 1296 ه ق " نام اين آبادى " گازرخانى " و تماما خالصه بوده است و در منابع جديد همگى " گازرخان " ضبط كرده‌اند . اين آبادى زيبا و باصفا يكى از پرجمعيت‌ترين قراء الموت است كه در پاى قلعهء معروف الموت واقع و نيز داراى آثار تاريخى است . ( 55 ) ص 52 س 12 ، ناحيهء اندج‌رود : يكى از نواحى چهارگانهء الموت ، نام اندج‌رود در
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 225 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى