رفته است از خاندان حاج سيّد جوادى دبير قزوين است كه نام او و خاندانش در مينودر ( ج 1 چ 2 ص 375 ) و در كتابچهء دستورالعمل قزوين در زمان حكمرانى حسام السلطنة قزوين ( زمان حكمرانى عضد الدوله ) اودئيل ( ص 104 ) و تنگوزئيل ( ص 6 ، 16 ) آمده است .
( 42 ) ص 42 س 10 ، جناب ميرزا ابو القاسم امام جمعه : " فرزند ملا محمد تقى برغانى مشهور به شهيد ثالث ( متوفى 1263 ه ق ) كه اكنون اين خاندان در قزوين مشهور به شهيدى هستند . " ( مينودر ، ج 1 چ 2 ص 367 )
( 43 ) ص 43 س 8 : سرپا مدفون ساختن : در باب ايستاده مدفون كردن مردگان ، در ميان قوم نصرانى ، مثالى از كتاب فخر الدين مبارك شاه مروروذى مىآوريم : " . . . و روسيان [ ساكنان سرزمين روس ] در جزيرهها باشند و كشت و كشاورزى ندارند و پيوسته بنازند و از صقلابيان برده گيرند و بفروشند و به غارت مقيم كالا و غلّه برند و معيشت از آن دارند . و هر پسرى كه بزايد شمشيرى در پهلوى او نهند كه چون بزرگ شوى كسب ازين خواهد بود . و طايفهء از ايشان مرده را بسوزانند و طايفهء از ايشان ايستاده در گور كنند . . . تاريخ فخر الدين مباركشاه . . . لندن ، 1927 ص 42 "
( 44 ) ص 43 س 26 ، خوردن نبات و شكستن كاسه نبات : چون " نمكى كسى را خوردن و نمكدان شكستن " است .
( 45 ) ص 44 س 4 ، نور الدهر ميرزا : پسر دوازدهم محمد قلى ميرزا ملكآرا ، پسر سيم فتحعلى شاه قاجار بوده و چون چند سالى از طرف اين و آن نايب الحكومه مىشد او را نايب الاياله نيز خطاب مىكردند . وى در سيزدهم جمادى الاول
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٢٢٢