كتاب تاريخ جهانگشاى جوينى تأليف 658 قمرى ( ج 3 ص 192 ، 194 و در جامع التواريخ رشيد الدين فضل اللّه ، صفحهء 114 آمده ، نيز در زبدة التواريخ كاشانى ، تأليف 700 قمرى ( ص 139 ، 149 ) - آنجا كه كيفيت آمدن حسن صباح به الموت را شرح مىدهد - به همين صورت يعنى " ناحيهء اندجرود " ديده مىشود . در باب ناحيهء اندجرود رجوع شود به يادداشتهاى قزوينى ، ج 1 ص 119
( 56 ) ص 53 س 21 ، شهرك : قريهء شهرك اكنون نيز يكى از قراء ناحيهء اندجرود دهستان الموت است . جوينى در تاريخ جهانگشاى ( ج 3 ص 268 ) و ابو القاسم كاشانى در زبدة التواريخ ( ص 228 ) و رشيد الدّين فضل اللّه در جامع التواريخ ( ص 190 ) از اين شهرك ياد كردهاند . عين عبارت جوينى را - كه مقدمتر از دو كتاب ديگر است - نقل مىكنيم : " . . . كه چون مواكب پادشاه ( هلاكو خان مغول ) به كنار الموت رسد از قلعه به شيب آيند ، پادشاه بعد از دو سه روز حركت فرمود و از شهرك رودبار باز بگذشتند و خيمه زدند ، و آن شهرك در ايّام جاهليّت پيش از اسلام و در اسلام پيش از الحاد مركز ملوك ديلم بوده است و در عهد ايّام علاء الدّين باغى و كوشكى آنجا ساختهاند و تماشاگاه ايشان بوده است . . . " اينكه جوينى ، " شهرك رودبار " گفته است نه " شهرك الموت " توجّه به اين نكته ضرورى است كه تقسيم اين منطقه ( - رودبار الموت ) به الموت و رودبار ، ظاهرا از دوران حكّام محلّى ، يعنى سلسلهء كياهاى شمال ايران بر اين منطقه ، به وجود آمده است ، از لحاظ زمانى ، بعد از سقوط اسماعيليان تا ظهور سلسلهء صفويه و به شهادت متون جغرافيائى و تاريخى ، حتى تا قرن هشتم ( زمان تأليف نزهة القلوب ) اين منطقه را به نام " رودبار " و گاه به " رودبار الموت " مىشناختهاند .
كه منسوب كردن رودبار به الموت ( يعنى قلعهء الموت ) به جهت شهرت جهانى قلعهء الموت بوده است كه در دوران حكومت اسمعيليه به دست آمد .
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٢٢٦