تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
از شام و زحمت خاص و عام از حاجى رمضان و ميرزا بزرگ و غيره مبلغ پانزده تومان ترجمان گرفت و در عمارلو روز عيد نوروز ، در عوض مواجبى كه بايست به سوارهء عمارلو بدهد ، پنجاه تومان ولى خان داده بود ، قهر كرده و صفات ذميمهء او بمرتبه‌ايست كه با وجوديكه يك نفر آدم دارد ، هفت نفر از ايلات را همواره گرفته ، با آنكه دندان ندارد ، دندان طمع تيز و همواره مانند گبر كبر مىورزد . كه احدى را نمىشناسد ، منظور جز اخذى [ ندارد ] و اظهار جلال حرام و حلال نمىفهمد . صبح حسينعلى را با بيست سى سوار تا به سالاركيا استقبال و لوازم ورود از قربانى و شيرينى به عمل آورده ، آنچه لازمهء ضيافت و احترام بود ، مدت ده روز باقى نگذاشته ، آنچه سواره بود از الموت الى انبه كلّا را جمع و در درب مسجد نمدى انداخته ، سان سواره را به ترتيب كه تربيت و تزييب يافته بود داده ، از مواجب پرسيديم ، معدوم الاثر و مفقود الخبر كه حواله رشت شده فرستاديم ، گفته‌اند سه ماه ديگر خواهد رسيد . سبب تشريف آوردن بيمواجب چه بوده جوابى نداشت . با عدم مواجب و آماده ساختن سوار ، اظهار خجالت زياد نمود . مانند زياد برخاست از دم مسجد به اوطاق آمده كه زياد من اين مهربانى شما نخواهد رفت . يك رأس قاطر سى تومانى تعارف كرديم و ده تومان به ملازمان او داده ، با جميع سوار به اتفاق حسينعلى روانهء قزوين كرده . چون آب شاهرود زياد و عبور عثور داشت ، آب‌بازان همراه خود تا امام‌زاده محمد ( ع ) و كنار شاهرود بدرقه نموده ، بعد از عبور ايشان با سواره از آب به جهت نزول باران در امامزاده محمد ( ع ) مكث واقع شد . رقعه‌اى از فانفين از محمد كريم خان رسيد كه ما با ياران بسبب آمدن باران در فانفين امشب را مكث كرديم ، نه خود خرج داريم و نه سوار ، دلم مىخواهد از زيادتى آب شاهرود نينديشيده ، بهر نحو است به فانفين بيائيد كه ايّام رمضان است بر ما بد مىگذرد . با همه هراس از آب با آب‌بازان چند نزد سرهنگ بىجند كه فى الحقيقه مشابه جند بيدستر بود ، رفته شام پخته ، از كثرت آب با دوش بهزار زحمت از سرعمارت آوردند و سواره را به كتكان و چرشدره و حول‌وحوش مراسلات نوشته ، جا دادند . زحمت بىسبب به مردم
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 172 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى