[ وقايع سال 1275 ه ق ]
در ساعت تحويل حمل روز جمعه ، رضا بيك جلودار سرتيپ وارد با يك نفر طالقانى پدرسوخته ابواب من كه بعد معلوم شد در تنكابن گدائى مىكرده ، مطالبه مىنمود كه دويست تومان مال مرا نقدا در گمرك الموت بردهاند . خودت سوار شده بر سر آن گمرك رفته ، پيدا در آن بيدا نمائيد . اين تكليف شاق هم واضح آقا مهدى را با رضا خان فرستادهء اهالى الموت را بردند و او را ساخته لابد فرارا رفت .
عيد نوروز و تحويل حمل قوىئيل 1275 كه به مباركى سال گوسپند ، گوسپند در آتش بوديم . در كمال حسن در سرعمارت گذشت . بعد از چهار روز از نوروز خبر رسيد كه عاليجاه محمد كريم خان - برادر مقرب الخاقان سرتيب - وارد لات شده ، فردا وارد مىشود . در اين اثنا جمشيد بيك ، ولد حاجى آقا بيك در ساعتى كه برف در كمال شدت مىباريد و فلك رداى سنجابى بر دوش گرفته و هوا سيماى سيمابى داشت و سحاب كافورناب مىريخت و غربال آسمان آرد مىبيخت ، وقت شام آمده كه سرهنگ فردا وارد مىشود . ولى در كنگرين كه بعد