اندر لقب و كنيتهاى كشور هندوان
پادشاه قنّوج را هركسى كه باشد او را راى خوانند ، و در شهر كشمير جيبال گويندشان ، و به هندوستان شنگل . پس اندر شهرها به سرنديب و قمار و قيصوره * و زمين كله تا هندوستان اندرونى سولاهط * و آن حدود هر پادشاه را بدان موضع باز خوانند ، چون ملك سرنديب و پادشاه قمار را ، و شاه قيصور هم برينسان . امّا بزرگتر پادشاهان هندوستان را مهراج خوانند ، آنكه همه هندوان به فرمان او باشند . و كسانى را كه بر كوهها نشينند و با مردم نياميزند و خورد و پوشش از گياه سازند و روى ازين جهان برگاشته باشند و دانايان باشند در همه علوم ، ايشان را برهمن و جندال گويند . و كسانى كه در بتخانهها خدمتكنندهى بتان باشند و پرستندهى روز و شب ، ايشان را شمن گويند به هند و چين . و پادشاهان زمين كابل و سند را رتبيل خوانند . و پادشاه غور را رستم زال ، به عهد خويش از رتبيل جدا كرد ، و پادشاهش را و زمينش غور لقب نهاد . و پادشاه غرجستان را شار خوانند ، و پادشاه باميان را شير گويند . و اين ولايتها رستم را بود در جملهى زابلستان ، و اين لقبها وى نهاده است . و اكنون همان رسم بجايست .
به زمين يمن و شام و عرب
تبّعان را القاب برينسان بوده است كه اندرين جدول ثبت كرديم . و اگرچه بر بالاى اين كتاب ذكر اسامى و القاب اين جماعت در پادشاهانشان گفته ، امّا اينجا از بهر تخفيف طلب طالبان بر جدول نهادهايم .
الاسماء / الالقاب
عبد الشّمس / سبا
الحارث الرّايش / تبّع الاوّل
افريقيس / ذو الأذغار
بلقيس / ملكه
ابو مالك / تبّع
ذو جيشان / إسمه لقبه
كلى كرب / تبّع
الاسماء / الالقاب
حمير / بن سبا
أبرهه / ذو المنار
هدهاد / ذو سرح
ناشرا * / ينعم
الأقرن / تبّع الأصغر
تبّع الأقرن / إسمه لقبه
تبّع بن كلى كرب / إسمه لقبه