حسّان / تبّع
عبد الكلال / هيچ
مرثد / هيچ
أبرهه / الصّباح
حسنو العالم * / ذو الشناتر * ذو جدل * / إسمه لقبه
يكسوم و مسروق / الحبشان
عمرو / ذو الاعواد
تبّع آخر / إسمه لقبه
وليعه / هيچ
حسّان / هيچ
زرعه / ذو نواس
أبرهة الحبشى / الأشرم
سيف / ذى يزن
عرب عراق را لخميان گفتهاند - و در جمله جذيمه را أبرش خواندهاند - و بعد از عمرو و عدى آل نصر گفتندى ؛ و امرؤ القيس ، پسر عمرو ، را به دو لقب كرد يعنى اوّل ، و ديگر امرؤ القيس محرّق الاوّل گفتندى ، و نعمان را كه خورنق كرد اعور ، و حارث بن عمرو الكندى آكل المرار ، و قابوس فتنة العرس ، و نعمان منذر را قتيل ابرويز خواندندى .
و ملوك عرب شام را غسّانيان گفتهاند . و چون جفنة بن عمرو را * - و او را عمرو مزيقيا خواندندى و لقب او ماء السّما بود - پادشاه گشت ، و بعد از وى همه را ملوك آل جفنه گفتهاند .
اندر لقب مردمان زمين روم و مغرب و اصطلاحات ايشان
چون سام نريمان به فرمان افريدون سلم را به جانب روم برد ، و پادشاه روم به طاعت پيشآمد ، سام سلم را بر تخت پادشاهى نشاند . و ملك الرّوم را كرسى زرّين نهاد ، و سام تاج برگرفت و بر سر سلم نهاد و گفت : " اينست قيصر قيصران . " و آن لقب بر پادشاهان روم بماند . و روايتى آنست - كه خود ياد كرديم - كه اوّل قياصره اغسطس بود - و اللّه أعلم .
امّا درين خلاف نيست كه پادشاه روم را قيصر گويند . و پادشاه طنجه و إفريقيه و اندلس را افريقى گويند . و پادشاه يونان زمين را و إفرنجه و جزيرهها را بطلميوس گفتهاند . و پادشاه مصر و قبط و نبط را فرعون خواندهاند . و اين همه القابست .