و دران عهد كه افريدون نريمان را به روم فرستاد ، كه بتپرستى گرفته بودند ، چون ملك الرّوم را بكشت از فرزندان بطلميوسان يكى را بنشاندند ، نام او قرقيال ، و او نسقى نهاد اندر ترتيب سپاه سخت . و اگرچه اندر اخبار نريمان است ، ايدر نوشته است ، تا خواننده را ازين قصّه ملال نگيرد . و چنين عادت رفته بود كه هميشه صد و بيست هزار مرد بر درگاه باشند و دوازده سپاه سالار ، چنان كه زيردست هر يكى ده هزار مرد كارى باشند ؛ و او را بطريق خوانند . و هر بطريقى را دو سرهنگ باشند ، هر يكى سالار پنج هزار مرد ، و ايشان را طرنجار خوانند . و باز هر طرنجارى را پنج مرد باشد ، هر يكى بر چهل مرد مهتر بود ، و لقب ايشان فنطرنج باشد . و چهار مرد مهتر كرده باشد اين فنطرنج ، هر يكى بر ده مرد سالار باشد . و نقيب اين سپاه را لقب اسطرطقوس باشد . و اين به حكمت ساختهاند ، تا هركجا كه چهل مرد بايد فرستادن ، بطريقى را گويند كه فنطرنج را بفرست . و اگر چنان كه هزار مرد بايد ، گويند كه طرنجارى را بفرست . و اگر بيست هزار مرد بايد دو بطريق را فرمايد هم برينسان . و آن كس كه مهتر باشد ، بطريق البطارقه ، او را لقب ماسطوس گويند ، و بجاى وزير باشد . و مهتر همهى حاكمان بود ، آن را برجتين خواندهاند ، و نايب او را سقريط . و آنكه حرس ملك نگاه دارد تفلس گويندش ؛ و صاحب عمارت را دمستقين گويند - و هم برين شكل . و ازان رسمها اكنون بسيارى برجايست . و چون دين ترسايى گرفتند پيشنماز را قس * خواندند ؛ و مقيمان ديرها و كليساها را رهبان گويند ؛ و دانندگان را از خداوندان راى و تدبير حرب جاثليق گويند . اين مايه از كتابها بيرون توانستيم آورد - و اللّه أعلم به .
اسما و القاب رسل عليهم السّلام
اسماء / القاب
آدم / صفىّ اللّه
نوح / نجىّ اللّه
صالح / نبىّ اللّه
اسماعييل / ذبيح اللّه
يعقوب / اسراييل اللّه
اسماء / القاب
ادريس / صدّيقا نبيّا
هود / نبىّ اللّه
ابراهيم / خليل اللّه
اسحاق / نبىّ اللّه
يوسف / الصّدّيق