تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
تعالى صورت عيسى را به ايشوع افكند ، مهتر جهودان . او را بگرفتند ، و هرچند كه گفت : " من ايشوعم . " سود نداشت ، بر دار كشيدند . و نزديك جهودان و بعضى ترسايان چنانست كه او عيسى بود ، قوله تعالى :
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ .
« 1 » و ايشوع هفت روز بر دار بماند . و هر شب مريم بيامدى و از دور همىگريستى تا شب روز هفتم . خداى تعالى عيسى را به زمين فرستاد ، و مادر را بديد و حواريان را وصيّت كرد ، و يحيى زكريّا پيش وى آمد . پس ، از حواريان فرطس و يونس * را به روم فرستاد به دعوت كردن ؛ و ترماس * را به عراق و بابل ، و فيلس ؟ ؟ ؟ را به قيروان و افريفيه و به حبش ؛ و اندافسون و اوليمار * را به حجاز ؛ و پيش يحيى به بيت المقدّس يفبونس * را بگذاشت ، و آنچه خواست بگفت . و سحرگاه ناپديد شد سوى بيت المعمور ، به عبادت خداى تعالى مشغول باشد ، تا وقت دجّال به زير آيد تا آخر الزّمان ، و دين پيغامبر ما صلّى اللّه عليه و سلّم تازه كند . و ازين پس مريم بمرد ، و ابليس خلق را در عيسى و مريم و خداى تعالى كافر كرد . و به هرگونه وسوسه افكند بر صورت آدمى ، با دو ديو شيطان ديگر ، و اين سه مقالت كفر در دل مردم نهاد :
ثالِثُ ثَلاثَةٍ .
« 2 » و در كتاب معارف خوانده‌ام كه ترسايان را نصرانى ازان خوانند كه آن ديه ، كه مسيح بدان فرود آمد ، ناصره خواندندى از زمين جليل . بعد ازين يحيى زكريّا را ملك بفرمود كشتن اندر مستى . و به يحيى مؤمن بود ، خواست كه دختر زن را به زنى كند از نيكويى . يحيى گفت : " روا نباشد . " و اين دختر كينه گرفته بود ، و ملك را در مستى گفت : " سر يحيى خواهم . " بفرمود تا سرش بياوردند ، در طشتى نهاده ، و ملك بر تختى نشسته بود با دختر . و سر يحيى در طشت همىگفت : " نشايد و حلال نيست . " همچنين پيوسته . ملك بترسيد و پشيمان گشت . و آنجايگاه كه او را كشتند خون از زمين جوشيدن گرفت . ملك بفرمود تا خاك بر سرش كنند . هرچند كه انباشتند چون تلّى بزرگ گشت . و همچنان همىجوشيد تا از جمله‌ى ملوك طوايف پادشاهى ، نام او خردوس ، آنجا رفت به غزا . از بس كه همىجوشيد از كشتن پيغامبران و شهزادگان ، سپهبد را در شهر فرستاد و چندين هزار بكشت تا خون يحيى بنشيند . و همچنان همىجوشيد تا كشنده‌ى يحيى
هامش
( 1 )Sure 4 , Teil von Vers 157 .( 2 )Sure 5 , Teil von Vers 73 .