تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
و دانيال پيغامبر عليه السّلام در عهد بهمن اسفنديار به فرمان او با كيرش كه پادشاه بود ، از دست بهمن ، و به عمارت بيت المقدّس مشغول شدند . و اين كيرش پسر اخشنو بود و مادرش استر نام بود از بنى اسراييل ، و دين توريت داشت . و به فرمان دانيال كار كردى . و دانيال از جمله اسيران بود كه بختنصر او را آورده بود و برده كرده به كودكى . و ذكر قصّه‌ى دانيال در قصّه و اخبار بختنصر به باب الحفاير در شرح داده‌ام . پس بعد از صد سال همه عمارت پذيرفت ، بهتر ازان كه بود . و خداى تعالى جان به ارميا بازداد - و او عزير است ، قوله تعالى :
فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ
. « 1 » ارميا چون برخاست ، خيره گشت كه همه جاى آبادان ديد ، و انبوه مردان را گفت : " اين به يك ساعت چون گشت ؟ ! " پس خداى تعالى به دو وحى كرد كه :
فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ
( الآية ) . « 2 » پس بديد كه خداى تعالى بهيمه را چون زنده كرد . گفت : " دانم كه خداى تعالى بر همه چيزى قادرست . " و بعد از توريت آموختن خداوند تعالى او را به بنى اسراييل بازفرستاد . و ايشان را توريت نمانده بود ، كه بختنصر همه را بسوخته بود . چون بيامد ، گفت : " من ارمياام كه دران روزگار بودم . خداى تعالى مرا زنده كرد بعد از صد سال . " علامت نبوّت خواستند . گفت : " توريت همه از حفظ برخوانم . " و هرگز كس نخوانده بود . پس عزير همه توريت برخواند . گفتند : " خداى بر همه چيزى قادرست . و ليكن ما حقيقت خواندن تو ندانيم . و شنيده‌ايم كه توريت زير اين ستونهاى مسجد پنهان بكرده‌اند ، و ندانيم كه كدام ستون است . " عزير گفت : " من دانم . " و ايشان را جاى بنمود . و توريت برآوردند . چون مقابلت كردند با خواندن عزير حرفى خطا نبود . و بيرون از تاريخ گويد : مردى گفت كه : " من از پدر شنيدم كه توريت در فلان باغ پنهان كرده‌اند ، و نشان داد تا بشكافتند و به دست آوردند . " پس عزير را فتنه شدند و گفتند : " اين پسر خداست . " و خداوند تبارك و تعالى گفت : "
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
( الآية ) . « 3 » تعالى اللّه عن ذلك .
هامش
( 1 )Sure 2 , Teil von Vers 259 .( 2 )Sure 2 , Teil von Vers 259 .( 3 )Sure 9 , Teil von Vers 31 .