المستضىء عبد العزيز [ حسن ] بن مستنجد
و عبد العزيز را دو كنيت بود ؛ يكى ابو محمّد و يكى ابو الميامن .
در ايّام او ملوك غور بر بلاد هند مستولى شدند و ممالك غزنينيان را از دست اولاد سلطان محمود بيرون آوردند و خوارزمشاهيان در بلاد خراسان والى شدند و بندگان آل سلجوق مثل قزل ارسلان و اتابك اوزبك و اتابك بهيران ( ؟ ) و غيرهم بر بلاد عراق و آذربايجان استيلا يافتند .
مدت خلافت مستضىء هجده سال بود . در سنهء اربع و ثمانين و خمس مائه وفات كرد و پسر او الناصر لدين اللّه بنشست .
النّاصر لدين اللّه احمد بن المستضىء
در ايّام او دولت آل سلجوق بسر آمد و كار محمّد خوارزمشاه قوى بود . سلطان محمّد به سبب آنكه ناصر لدين اللّه تقديم محمل جلال الدّين نومسلمان از ملوك ملاحده در قافلهء حج به محمل سلطان محمّد داده بود برنجيد و با خليفه دم مخالفت زد و عصيان آشكارا [ 318 ] كرد و لشكر به عراق كشيد به عزم محاربت بغداد و شيخ بزرگوار شهاب الدين سهروردى - رحمة اللّه عليه - را به بغداد فرستاد و خود نيز تا حدود حلوان و آن طرف برفت . در آن سال برفى آمد كه اكثر لشكر و چهارپايان سلطان بمردند . سلطان بترسيد و بازگشت و خود عنقريب لشكر چنگيز خان خروج كردند و نه سلطان ماند و نه خليفه .
و ناصر مدّت چهل سال خليفه بود در افتان خيزان و در آخر ايّام او انواع واقعات و حادثات سر بركرد و عمرش به هشتاد و يك رسيد و وفات كرد و با پسرش بيعت كردند لقب او ظاهر بالله و كنيت ابو منصور و نامش محمّد .
الظّاهر باللّه محمّد بن ناصر لدين اللّه
و ظاهر در سنهء اربع و عشرين و ست مائه بنشست . در زمان او خوارزميان به ساحل شدند ، از غلبهء لشكر مغول و مغول مستولى شده بود و جرماغون به بغداد آمده با