كواكب سبعهء سياره را در دايرهاى كه به ازاء آن وضع كرده شده مىنشانند مثلا امراى هندى الاصل و مشايخ را در دايرهء زحل كه سواد دارد رخصت جلوس ارزانى مىدارند ، و سادات و علماء را در دايرهء مشترى كه صندلى است و على هذا القياس .
و گاهى مردمى كه در دواير مذكوره مىنشينند به انداختن قرعهاى كه در هر جانبش صورت شخصى بر وضعى غير مكرر به قلم اختراع تصوير يافته مأمور مىگردند . و از دست هركس هر صورت برمىآيد بههمان صورت در آن دايره متمثل مىگردد . مثلا اگر صورت شخصى قائم مىآيد مىايستد و اگر قاعد برمىآيد مىنشيند ، و اگر مضطجع برآيد تكيه مىكند بلكه به خواب مىرود ، لاجرم آن مجلس صورتى در غايت غرابت پيدا مىكند و موجب ازدياد مواد نشاط و انبساط مىگردد .
و از جملهء فوايدى كه بر آن بساط موفور الانبساط ترتيب مىيابد يكى آن كه در هر دايره از دواير افلاك سبعه دو صدر كاين است چنانچه در دواير سبعه چهارده صدر متعين باشد ، لاجرم ميان مردمى كه پيوسته تلاش نشستن در صدر مجلس مىنمايند و بر روى خود ابواب تعجب مىگشايند هرگاه به آن بساط درآيند مخاصمت وقوع نمىيابد زيرا كه هريك در آن مجلس در جائى كه مدعا دارند مىنشينند .
ديگر از مخترعات خاطر خطير صاحب تاج و سرير آن كه چون در ممالك هندوستان مگس بسيار مىباشد و گرد و غبار بهسبب هبوب شدت باد ، زياده از حد اعتدال حادث مىگردد ركابداران ، شربت خاصه را در صراحيهاى مينا به مجلس اشرف اعلى مىآورند تابى از آن كه مشرب عذب مجلسيان از شربتى كه مگس و خاك و خاشاك در آن افتاده باشد مكدر گردد از اشربهء صاف پاك محظوظ و بهرهور شوند .
ديگر آن كه فرمان اشرف اعلى چنان صدور يافته كه به دستور ، صبح و شام ، نقارهچيان آستان فلك احتشام در وقت طلوع نير اعظم نيز نقارهء نوبت زنند و نقارهء صبح را كه در وقت قيام به وظايف طاعات و عبادات است « نوبت سعادت » گويند ، و نقارهء زمان طلوع آفتاب را كه اوان سرانجام مهام سركار سلطنت است « نوبت دولت » نامند ، و نقارهء شام را كه زمان فراغت و صحبت است « نوبت مراد » خوانند . همچنين در شب اول هر ماهى و شب چهاردهم نيز كه وقت استقبال شمس و قمر است به نواختن نقارهء شاديانه امر مىنمايند و ابواب فرح و سرور بر روى روزگار نزديك و دور مىگشايند .
ديگر آن كه طبلى رعدآواز نزديك به ديوانخانهء پادشاهى مىنهند تا دادخواهان آن را به فغان مىآرند و نواب كامياب متنبه گشته غوررسى مىنمايند . مقرر آن كه اگر
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٣٠٥