سخن گفتن قلم بلاغت دستگاه در باب اثنيهء ابنيهء پادشاه عدالت انتباه
بر ضماير بانيان مبانى سخن و راويان وقايع نو و كهن روشن و مبرهن خواهد بود كه مؤسس اساس خلافت و سرافرازى و ممهد اركان ملت حجازى ، معز السلطنة و الدنيا و الدين محمد همايون پادشاه غازى را به تشييد قواعد ابنيهء رفيعه و تمهيد معاقد قصور بديعه ميلى تمام و رغبتى مالاكلام است . و از جملهء بناهاى فرخنده اسم كه بنابر صورتىكه در آئينهء ضمير مهر تنوير آن حضرت عكسپذير است معمار همتعالى نهمتش به تأسيس آن پرداخته و شرفات غرفات آن را ،
مصرع :
به ايوان كيوان برافراخته ،
يكى « عمارت طلسم » است و آن عمارت به دار الخلافت آگره در كنار آب جون ارتفاع يافته ، و نور شمسهء طاق بلندش چون پرتو خورشيد بر ساحت گيتى تافته .
قطعه
قبهء افلاك پيش طارمش نامرتفع * روضهء فروس پيش ساحتش نادلپذير
پرعجايب چون سپهر و پربدايع چون بهشت * بلك آمد اين و آن با نسبت قدرش قصير
واضع تقدير اساسش را مگر ترتيب داد * ورنه وضعى اين چنين هرگز كه آرد در ضمير
بىشائبهء سخنورى و غائلهء مدحگسترى ، مهندس انديشه از كشيدن تمثال بىمثالش عاجز است و زبان نكتهدان فكرتپيشه از تعريف تكلفاتش قاصر . مضمون كلمهء روضة