زين تنگ قفس نمود پرواز * روحش به فضاى قدس و آسود
او مرشد عصر بود از آن شد * تاريخ وفاتش آنچه او بود
مولانا كمال الدين حسين رحمه اللّه تعالى « 1 »
به صفاى طبيعت و جودت قريحت و تزكيهء نفس نفيس و تصفيهء خاطر شريف و مكارم اخلاق و محاسن آداب ، عديل و نظير نداشت و از غايت تواضع جبلى و نهايت تخلق غريزى همواره تخم مهر و محبت در دل صغار و كبار مىكاشت . فن لطيف معما را بهجائى رسانيد كه رقم نسخ بر گفتار مهرهء اين علم كشيد .
از ثقات استماع افتاد كه نوبتى حضرت مخدومى حقايقپناهى نورا - نور اللّه مرقده - مىفرمودهاند كه اگر ما مىدانستيم كه مانند مولانا مير حسين صاحب مهارتى در فن معما پيدا خواهد شد هرگز بدان امر مشغولى نمىكرديم .
بالجمله آن جناب همواره در مدرسهء شريفهء اخلاصيه روزگار گذرانيد و عالىحضرت خداوندى به مرتبهاى در تعظيم و احترام و اكرام و انعامش مبالغه و اهتمام مىفرمود كه مزيدى بر آن متصور نبود چنانچه در سفر و حضر ، مفارقتش را جايز نمىشمرد بلكه به هر طرف توجه مىنمود آن جناب را اقبالآسا همراه مىبرد .
و در آن اوقات كه مرض بر آن ذات پسنديدهصفات استيلا يافت ، آن مظهر مراحم سبحانى يعنى مقرب الحضرت السلطانى آن جناب را از خانهء مذكوره به منزل شريف طلب داشت و اطباى زمان را جمع آورده همت بر معالجهء آن عارض گماشت . اما به مقتضاى
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
« 2 » فايدهاى بر آن مترتب نگشت و دست تقدير فلكقدير ، روزنامهء حياتش را درنوشت .
مصرع :
چو آمد اجل از مداوا چه سود ؟
و عالىحضرت خداوندى به مراسم عزا اشتغال نموده جسد شريفش را در گنبد مدرسهء اخلاصيه كه به انواع زيب و زينت آراسته است مدفون گردانيدند .
از معميات لطايف آياتش بر سبيل تيمن و تبرك يك رباعى كه به اسم عبيد در سلك نظم كشيدهاند نوشته مىشود و آن اين است ،
هامش
( 1 ) . در حبيب السير : « مولانا مير حسين معمائى » .
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 34 .