بيت
همش هوش بود و همش زور دست * برين هر دو بر تخت بايد نشست
و ميرزا الغ بيك در ايام دولت حضرت خاقان سعيد از خالص اموال خويش در وسط بلدهء فاخرهء سمرقند مدرسهاى عالى و خانقاهى متعالى ساخت و چندان مزارع و قرى بر آنها وقف فرمود كه هر سال مبلغى خطير بعد از استيفاى وظايف مدرسان و طلبه و شيخ و حفاظ و عملهء آن بقاع حاصل مىآمد . همچنين فرمان داد تا استادكاران مهندس ، رصدى بنا نهاده به اتمام رسانيدند و از نتايج آن رصد زيجى ترتيب يافت كه آن را « زيج جديد گوركانى » گويند و اكنون اكثر اهل تنجيم از اين زيج تقويم استخراج نمايند .
و آن پادشاه سعادتانتما در بلدهء بخارا نيز مدرسهاى باصفا بنا فرمودند و در آن بقعه مدرس و طلبه تعيين نمودند .
ميرزا ابو القاسم بابر
پادشاه صاحب شكوه بود و به عيش و عشرت رغبت تمام مىنمود .
از ثقات استماع افتاده كه بعضى از مخصوصان ، ميرزا بابر را گفتند كه شما را نيز مثل سلاطين سابق به تعمير باغى اشارت بايد نمود . جواب داد مدتهاست كه غنيمى مىطلبم كه باغ زاغان يا باغ سفيد را از من بخرد چه مرا يك باغ بسنده است . و اين رباعى از اشعار بابر است :
چون باده و جام را به هم پيوستى * مىدان به يقين كه رند بالادستى
جام است شريعت و حقيقت باده * چون جام شكستى به يقين بدمستى
عمارت مزار فيض آثار حضرت ولايتشعار ، شيخ بهاء الحق و الحقيقة و الدين عمر « 1 » به فرمان آن پادشاه عالى مكان ساخته شده .
و از اركان دولت آن جناب امير پير درويش هزار اسپى در قبة الاسلام بلخ بر سر مزار سلطان احمد خضرويه گنبدى ساخت و مولانا محمد معمائى صدر بر سر تربت خواجه شمس الدين حافظ شيرازى گنبدى طرح انداخت . در كتاب مجالس النفائس نگاشتهء قلم گوهربار در نثار جناب مقرب الحضرة السلطانى [ نگاشته ] شده است كه چون آن گنبد به اتمام رسيد مولانا محمد ، ميرزا بابر را استدعا نمود كه بدانجا تشريف آورد تا به مراسم ضيافت و لوازم خدمت قيام و اقدام نمايد . يكى از اهل طبع وقوف يافته اين بيت را كه
هامش
( 1 ) . براى اطلاع از شرح احوال شيخ بهاء الدين عمر رجوع شود به جلد چهارم حبيب السير صفحهء 58 .