دگرگونسازى آن مىكوشيدهاند ، در تمامى مسايل مربوط به اين دو پيامبر بزرگ نيز موجود بوده است ؛ و قرآن ، كه پيوسته با اهل كتاب و علماى آنان و اقوام پيرو موسى عليه السّلام و پذيرندهء آن حضرت سر و كار داشته و درگير بوده است ، به اين تفاصيل در داستان موسى عليه السّلام ، و حتّى گاه سخن گفتن از زندگى خصوصى حضرت موسى عليه السّلام ، به خاطر تأثيرى كه بر اين گزارشها در آن محيط و در ميان آن جوامع مىگذاشته ، نيازمند بوده است .
بويژه آن كه ، عربهاى مشرك ، به دانشمندان يهود ، كه گاه و بيگاه با آنان ارتباط داشتند ، به اين ديد ، مىنگريستند كه ايشان اهل ذكر و اهل كتاب و اهل وحى و اهل معرفتاند ، چنان كه قرآن كريم اشاره فرموده است .
بنابراين ، وقتى قرآن كريم از موساى پيغمبر عليه السّلام سخن مىگويد ، در آن محيط و در چنان جامعهاى تأثير بيشترى خواهد داشت .
به علاوه ، قرآن همواره مىكوشيده است كه اين طرز تفكّر را تثبيت كند كه رسالتهاى آسمانى همه در امتداد يكديگر و عبارت از يك مجموعهء يگانهء وحى آسمانىاند ، و انتساب آنها به آسمان يكسان است ، و در عين حال ، بر استقلال رسالت اسلام نيز تأكيد كند ، به اين معنا كه رسالت اسلام تابع يا انشعاب يافته در چارچوب يكى از رسالتهاى پيشين نيست ؛ بلكه از يك سو ، « مصدّق » رسالتهاى پيشين است و از سوى ديگر ، در عين حال ، « مهيمن » بر آنهاست :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ ، فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ، لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً ، وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ ، فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ، إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
« 1 » .
اگر سياق آيات قبلى آيهء مذكور را مدّ نظر بياوريم ، و ملاحظه كنيم كه در آن آيات پيشين ، قرآن كريم به نزول تورات و انجيل و نسبت ميان آن دو اشاره نموده ، و تأكيد كرده است كه نسبت آن دو كتاب با يكديگر كاملا متفاوت با نسبت قرآن به آن دو كتاب آسمانى ديگر مىباشد ؛ اين مطلب باز هم بهتر روشن مىگردد .
هامش
( 1 ) مائده / 48