ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً ، وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ . إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ، وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » .
وَ قالُوا : كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا ، قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ، وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 2 » .
از همين روست كه بر داستان حضرت ابراهيم عليه السّلام و بناى كعبه توسط ايشان ، و فراخوان حجّ بيت الله الحرام از سوى ايشان تأكيد مىرود . اين به خاطر موقعيّت ويژهاى است كه كعبه در ميان قوم عرب ، به طور كلّى ، داشته است ، و نيز به خاطر تصميم نهايى قرآن بر اين كه كعبه را قبلهء مسلمين اعلام كند ، تا در نتيجه ، رسالت اسلام با تمامى مشخّصات ، استقلال پيدا كند .
برگردانيدن نگاهها و توجّه مردمان از ديار قدس و بناى بيت المقدس ، كه قداست ويژه و ديرينه داشته است ، و همچنان ، به موجب پيدايش اديان مختلف در آن منطقه ، و زندگى و نشو و نماى ابراهيم و همگى انبياى بنى اسرائيل در آن سرزمين ، همچنان از قداست برخوردار است ، نيازمند آن است كه اين چنين اهميّتى به بيت الله الحرام و كعبهء معظّمه داده شود ، و اين چنين با پيوندى بنيادين ، كعبهء مشرّفه به حضرت ابراهيم عليه السّلام منتسب گردد .
اهميّت تأكيد بر نقش موسى عليه السّلام
نقش موساى پيغمبر عليه السّلام ، و نيز آن موقعيّتى كه آن حضرت در ديانت يهودى و نزد ملّت اسرائيل داشت ، و آن موفقيّتها و امتيازات سياسى و اجتماعى كه براى قوم يهود كسب كرده بود ، و همچنين ، شريعت و حكمت و قانون كه از طريق تورات به قوم يهود ارزانى داشته بود ، و گذشته از آن ، رنج پيوسته و مصائب و مصاعب متمادى حضرت موسى عليه السّلام ، همانند رنج رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، چه در برابر طاغوتها و فرعونها ، و چه در برابر منافقان بنى اسرائيل ، و چه در تثبيت پايههاى حكومت الهى در آن سرزمين ؛ و از همه مهمتر ، موقعيّت حضرت موسى عليه السّلام در هر دو دين يهودى و نصرانى ، از آنجا كه نصرانيّت نيز تورات ( عهد قديم ) را به رسميّت مىشناخت ؛ اينها همه ايجاب مىكرده است كه اين چنين مورد تأكيد قرار گيرد .
از سوى ديگر ، مىبينيم كه تمامى شرايط عينى و اوضاع و محيطى كه رسالت اسلام و قرآن كريم در منطقهء ظهور و نزولشان با آنها مواجه بودهاند ، و جامعهاى در جهت
هامش
( 1 ) آل عمران / 67 و 68
( 2 ) بقره / 135