تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
مىگيرد ؛ حال ، آيا اين تأكيد تنها به معناى اهميّت شخصيّت اين پيامبر و فضيلت او در مقايسه با ديگر انبياست ؟ يا اين كه علاوه بر اين اهميّت ، در آن سوى اين مطلب ، مقاصد و اهداف ديگرى نيز مىتواند بوده باشد كه اقتضاى اين گونه تأكيد را داشته باشد ؟ ممكن است در حقيقت « بعضى » از اين پيامبران از بعضى ديگر برتر باشند ، حتّى ممكن است اين « بعضى » همان ابراهيم و موسى عليهما السّلام بوده باشند ؛ امّا ، اين نمىتواند به آن معنا باشد كه قرآن بر نقش اين دو پيامبر ، مثلا ، يا پيامبر ديگرى مانند عيسى عليه السّلام كه با حجم كمترى نسبت به آن دو از او سخن رفته است ، تنها به خاطر برترى آنان بر ديگر پيامبران تأكيد كند . زيرا ، قرآن در اصل ، در صدد ارزيابى كار اين پيامبران ، و سخن گفتن دربارهء اختلاف درجات آنان نبوده است ؛ بلكه اهداف اصلى قصّه‌هاى قرآن كه ما اشاره كرديم و قرآن يادآور گرديد ، عبارت بودند از : عبرت و موعظه و تثبيت و اتمام حجّت و اقامهء برهان بر صدق نبوّت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و محتواى رسالت آن حضرت چنان كه آمده :
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ
« 1 » .
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ، ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
« 2 » .
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ، وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً
« 3 » . با توجّه به اين مطلب ياد شده ، مىتوان گفت كه قرآن ، از آنجا نقش اين پيامبران را در داستانهاى خود مورد تأكيد قرار مىدهد كه با يك حقيقت رو به رو مىشود ؛ و آن حقيقت عبارت است از اين كه هر يك از اين پيامبران پيروانى و اقوامى دارند كه به آنان مربوطند و عملا در جامعه‌اى كه قرآن در حين نزول با آن سر و كار دارد زيست مىكنند ؛ و اين است آن عاملى كه به خاطر ايجاد آن پايگاه دگرگونى و انقلاب ، موجب آن شده است كه قرآن دامنهء
هامش
( 1 ) هود / 120 ( 2 ) يوسف / 111 ( 3 ) نساء / 165